گنجور

 
جامی

دیده پر نم ز غم زمزم و بطحا دارم

دیدن کعبه بدین دیده تمنا دارم

راویه چشم تر و زاد غم و راحله شوق

بهر این ره همه اسباب مهیا دارم

خار پایم شده خاک وطن ای کاش کند

ناقه خار کن این خار که در پا دارم

تن من خاک عجم جان و دلم مرغ حجاز

تنم اینجاست ولی جان و دل آنجا دارم

کعبه عذراست پس پرده و من وامق وار

دست همت زده در دامن عذرا دارم

نیست جز خال سیاه حجرالاسود او

در سویدای دلم بین که چو سودا دارم

کردم از شوق مغیلان به ره بادیه روی

تنگدل گشته هوای گل و صحرا دارم

ساربان گفت که جامی مکن از فرق قدم

که قوی راحله بادیه پیما دارم

گفتمش رو که دوصد راحله نتواند برد

این همه بار که من بر دل شیدا دارم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

منم این بی تو که پروای تماشا دارم

کافرم گر دل باغ و سر صحرا دارم

بر گلستان گذرم بی تو و شرمم ناید

در ریاحین نگرم بی تو و یارا دارم

که نه بر ناله مرغان چمن شیفته‌ام

[...]

سیف فرغانی

مدتی شد که من از عشق تو سودا دارم

غم و اندوه تو را در دل و جان جا دارم

یوسف مصر ملاحت شدی ای جان عزیز

ور نه من با تو چرا مهر زلیخا دارم

گوئیم دست بدار از خود و در ما پیوند

[...]

صائب تبریزی

طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم

خیر از خانه در بسته تمنا دارم

چون قدح چشم به احسان صراحی است مرا

روزی خود طمع از عالم بالا دارم

چه کند با جگر سوخته چندین خار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
قدسی مشهدی

همه جانب قدم مرحله‌پیما دارم

روشناس غم عشقم، همه‌جا جا دارم

غیرتم با تو چنان است که شبها به خیال

جنگ پهلوی تو با صورت دیبا دارم

از پی نقش پی ناقه نیم سرگردان

[...]

صغیر اصفهانی

دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم

جای خنده است کز او خواهش بیجا دارم

با خیال رخ لعل لب و زلفش عمریست

خون بدل شور بسر سلسله برپا دارم

فارغ ز سبحه و زنارم و از مسجد و دیر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه