گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۵۴۴۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم

بارها این شمع را از آب روشن کرده ایم

هرکه رادیدیم دارد حاصلی از عمر و ما

عقده مشکل به جای دانه خرمن کرده ایم

دیگران را دست بر دل نه، که ما سوداییان

با دل سرگشته عادت چون فلاخن کرده ایم

رتبه ما خاکساران را به چشم کم مبین

خاکها ز افتادگی در چشم دشمن کرده ایم

جوهر شمشیر را در پیچ و تاب آورده است

جامه فتحی که ما از زخم بر تن کرده ایم

حسن گل عالم فروز از شعله آواز ماست

این نهال خشک را ما نخل ایمن کرده ایم

بخیه را چون محرم زخم نهان خود کنیم؟

ما که از غیرت نمک در چشم سوزن کرده ایم

چون نسازد ذوق صید ما قفس را سینه چاک؟

بیضه را چون خلوت خلوت فانوس روشن کرده ایم

از فروغ داغ ما چشم سمندر خیره است

ما چراغ خود ز روی گرم روشن کرده ایم

صائب از گوش گران باغبانان فارغیم

ما که از افکار رنگین طرح گلشن کرده ایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود هاشمی نوشته:

وزن غزل اشتباه درج شده است.
رمل مثمن، سالم نیست بلکه مقصور است:
ما دماغِ: فاعلاتن، خشک را از: فاعلاتن، باده گلشن: فاعلاتن، کرده ایم: فاعلات (فاعلان)
رمل مثمن مقصور

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط