گنجور

 
صائب تبریزی
 

گر چه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم

پای چون کوه از گرانسنگی به دامن داشتم

نیل چشم زخم شد سودای مجنون مرا

جای هر سنگی که از اطفال بر تن داشتم

ذوق دلتنگی گریبانگیر شد چون غنچه ام

ورنه برگ عیش چون گل من به دامن داشتم

کاسه دریوزه از روزن نبردم پیش ماه

خانه خود را ز برق آه روشن داشتم

بیخبر نگذشتم از پایی که زخم خار داشت

چشم در دنبال دایم همچو سوزن داشتم

تا چو ماهی بر کنار افتادم از بحر عدم

داغ حسرت گشت هر فلسی که بر تن داشتم

قامت خم برنیاورد از گرانخوابی مرا

پشت خود بر کوه چون سنگ از فلاخن داشتم

برگ کاهی قسمت مور حریص من نشد

از عزیزانی که من امید خرمن داشتم

سرو را آزادیم در پیچ و تاب رشک داشت

گرچه طوق بندگی صائب به گردن داشتم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.