گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم

بندبندم کن که من مرد جدایی نیستم

تلخ دارد خواب شیران جهان را مور من

خاک را ه مردم از بی دست و پایی نیستم

کرده ام من ترک دنیارا نه دنیاترک من

در لباس اهل فقر از بی قبایی نیستم

بیشتر عزلت گزینان در کمین شهرتند

من ز عزلت درمقام خودنمایی نیستم

بسته ام عهد درستی با شکستن در ازل

از فلک امیدوار مومیایی نیستم

گو برآرد وحشت تنهایی از جانم دمار

من حریف راه ورسم آشنایی نیستم

ماه از من قرص بیهوده پنهان می کند

سیر چشمم در پی نان گدایی نیستم

پشت بر دیوار حیرت همچو ساحل داده ام

روز وشب چون موج در زنجیر خایی نیستم

می توانم خاک پای عارف رومی شدن

در سخن هر چند عطار و سنایی نیستم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید مجتبی فتاحی نوشته:

مصرع اول بیت هفتم باید احتمالا اینگونه باشد:
ماه از من قرص (رو) بیهوده پنهان میکند

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.