سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام
تا چنین صافی دل و روشن روان گردیده ام
سبز گردیده است چون طوطی پروبالم ز زهر
تا درین عبرت سرا شیرین زبان گردیده ام
استخوانم را هما تعویذ بازو می کند
تا نشان تیر آن ابرو کمان گردیده ام
هر گلی داغی و هر خاری زبان شکوه ای است
گرد این گلزار چون آب روان گردیده ام
زندگی در چار دیوار عناصر چون کنم
من که در دامان دشت لامکان گردیده ام
سایه من گرچه می بخشد سعادت خلق را
از جهان قانع به مشتی استخوان گردیده ام
نیست آبی غیر آب تیغ با من سازگار
من که از زخم نمایان گلستان گردیده ام
ذره ام اما ز فیض داغ عالمسوز عشق
روشنی بخش زمین و آسمان گردیده ام
بی دماغی صائب از عالم مرا بیگانه کرد
با که سازم من که از خود دلگران گردیده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجارب و تحولات زندگی خود سخن میگوید. او به مدت سالها در زمین گشته و از این سفرها به دل و روانی پاک و روشن دست یافته است. از تغییراتی که در او رخ داده است، به طراوت و شادابیاش اشاره میکند و همچنین از زخمها و دردهایی که بر او گذشته، یاد میکند. او در عین حال بیان میکند که سایهاش برای دیگران خیر و برکت به ارمغان میآورد، اما خود را در محاصره استخوانها و دلتنگیای میبیند که از زندگی مادی و دنیوی او ناشی میشود. در نهایت، او به تنهایی و بیکسی خود اشاره کرده و این احساس ناامیدی و بیگانگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: مدتها به دور زمین همچون آسمان سفر کردهام تا به این نقطه برسم که دل پاک و ذهن روشنی پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: من به مانند یک طوطی، از زهر واخوردگی زنده ماندهام و اکنون در این سرای پند و اندرز، زبانم شیرین و دلپذیر شده است.
هوش مصنوعی: استخوانم را هما به عنوان تعویذ و تزیینی بر روی بازو قرار میدهد تا نشانی از تیراندازی آن ابرو به من باشد که شبیه کمان خمیده است.
هوش مصنوعی: هر گلی یک درد و هر خاری یک شکایت دارد، من در این باغ مانند آبی جاری شدم.
هوش مصنوعی: زندگی در این جهان مادی و محدود برای من چطور ممکن است، در حالی که من در دنیایی بیمرز و نامحدود زندگی میکنم؟
هوش مصنوعی: سایه من اگرچه برای دیگران خوشبختی به ارمغان میآورد، اما من از دنیا به چیزی کمتر از چند تکه استخوان راضی شدهام.
هوش مصنوعی: آبی جز آب تیغ برای من مناسب نیست، من که از زخمهایم به گلستان تبدیل شدهام.
هوش مصنوعی: من یک ذره هستم، اما از برکت عشق سوزان و پرقدرتی که دارم، توانستهام روشنایی را برای زمین و آسمان به ارمغان آورم.
هوش مصنوعی: صائب به خاطر بیاحساس بودنش، از دنیا و آدمها فاصله گرفته و حالا نمیداند با چه کسی باید ارتباط برقرار کند. او خود را در جایی میبیند که از درون ناراحت و نگران است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از غم عشق تو رسوای جهان گردیده ام
بی دل و آشفته وآتش به جان گردیده ام
نه خبر دارم ز دین ونه به دل پروای کفر
فارغ از عشقت هم از این هم از آن گردیده ام
نه خبر دارم ز دین ونه به دل پروای کفر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.