گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل

چون زلف تاب داده سنانی ز دود دل

چون لاله سرخ روست درین بوستانسرا

آن را که هست سوخته نانی ز دود دل

بر جا نماند آن که بود چون شراره اش

در زیر پای تخت روانی ز دود دل

چون خامه رهنورد تو هرجا که بگذرد

ماند به یادگار نشانی ز دود دل

دارد خط امان ز تریهای روزگار

آن را که هست آینه دانی ز دود دل

از ما حذر که در دهن آتشین ماست

چون لاله داغ دیده زبانی ز دود دل

در تنگنای سینه من جلوه می کند

هر گوشه سبز مور میانی ز دود دل

تیرش ز سنگ خاره چو ابرو گذر کند

در دست هرکه هست کمانی ز دود دل

افتاده تا به روز قیامت سیاه مست

هرکس که تلخ ساخت دهانی ز دود دل

زان تازه و ترم که رسانیده است عشق

در سینه ام بنفشه ستانی ز دود دل

صائب هوای چشمه حیوان نمی کنم

دارم اگر چه سوخته جانی ز دود دل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.