گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۴۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ

در فراقت در دل شبهای تار افغان لذیذ

گر چه در شیرینی و لذت مثل آمد نبات

حاش لله کان بود همچون لب جانان لذیذ

از در و دیوار جانان حسن می ریزد مدام

زان زلیخا را بود نظاره زندان لذیذ

بردن نام خدنگت کام جان شیرین کند

تیر مژگان ترااز بس بود پیکان لذیذ

گر چه آب تیغ او باشد گوارادر مذاق

لیک صائب راست آب خنجر مژگان لذیذ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.