گنجور

 
صائب تبریزی
 

آزاده رو مقید عالم نمی شود

عیسی شکار رشته مریم نمی شود

در سجده خداست تنومندی بقا

تا حلقه است زور کمان کم نمی شود

لب بسته در محیط، صدف کرد زندگی

قانع رهین منت حاتم نمی شود

ز آمیزش کجان نشود طبع راست کج

از اتصال حرف، الف خم نمی شود

از قصر اعتبار تویک خشت تا بجاست

هرگز بنای عشق تو محکم نمی شود

برخیز تا به چشمه خورشید رو کنیم

کز گل گشاد عقده شبنم نمی شود

ابر تنک نهان نکند آفتاب را

پوشیده داغ عشق به مرهم نمی شود

عذر گناه بی ادبان جرم دیگرست

زخم درون به بخیه فراهم نمی شود

خاتم برون ز دست سلیمان وقت کرد

دیو هوا مسخر آدم نمی شود

صائب سزای پنجه خونین تهمت است

هر کس به رنگ مردم عالم نمی شود

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هیوا در ‫۳ ماه قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۸ نوشته:

درود 

جسارتا امکان داره بیت «لب بسته در محیط صدف کرد زندگی   قانع رهین منت حاتم نمی شود» معنی کنید 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۳ ماه قبل، شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۶ نوشته:

گرامی هیوا!

«لب بسته در محیط صدف کرد زندگی   قانع رهین منت حاتم نمی شود» می گوید: صدف، لب بسته تا از اطرافیان تقاضای غذا  نکند، تا با کمِ خویش بسازد و قانع است به آنچه خود دارد.و آن که قانع است زیر بار منت حاتم طایی نمی رود و از او چیزی طلب نمی کند.سعدی نیز دارد

کهن خرقه ی خویش پیراستن    به از جامه ی عاریت خواستن

به دست آهن تفته کردن خمیر     به از دست بر سینه پیش امیر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیوا در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۲ پاسخ داده:

بسیار ممنون 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.