گنجور

 
صائب تبریزی

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید

اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید

گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید

به ناز عالم پرکار بر نمی آیید

ز هر چه هست دل خویش بی نیاز کنید

محیط عشق حقیقی در انتظار شماست

گذر چو سیل بهار از پل مجاز کنید

ز بحر آینه سیل صیقلی گردد

معاشرت به حریفان پاکباز کنید

اگر چه تیغ شهادت بلند پروازست

ز روی عجز شما گردنی دراز کنید

زمین نرم بود پرده دار دام فریب

ز مکر دشمن هموار احتراز کنید

اگر ز کوتهی روز عمر درتابید

به آه نیمشب این رشته را دراز کنید

قبای صورتی آب وگل نمازی نیست

ازین لباس برآیید چون نماز کنید

ز هرچه هست بپوشید چشم چون صائب

به روی خود در توفیق را فراز کنید

 
 
 
sunny dark_mode