گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد

ز خنده نمکینت دل شکر سوزد

شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک

به آن رسیده که چون شمع نیشکر سوزد

ز لاله دعوی عشق سمنبران خام اوست

هزار رنگ اگر داغ بر جگر سوزد

مبر پناه به تدبیر از گزند سپهر

که برق تیغ قضا اول این سپر سوزد

ز سوز دل قلمی سر کنم که نامه من

چو شمع زیر پر مرغ نامه بر سوزد

ثمر به خاک فکن آب زندگانی نوش

که باغبان قضا شاخ بی ثمر سوزد

چو آفتاب ز دل سبزه تمنا را

به یک نظر بدماند، به یک نظر سوزد

اگر نه روشنی عالم از می است، چرا

چراغ در شب آدینه بیشتر سوزد؟

خوشا کسی که چو صائب ز گرم رفتاری

ز نقش پای چراغی به هر گذر سوزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر