گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۰۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد

مرا ز گرمی پرواز بال و پر سوزد

چو لاله می شود از باد صبح روشنتر

چراغ هرکه به خونابه جگر سوزد

خط مسلمی دوزخ است روز حساب

به درد و داغ دل هرکه بیشتر سوزد

دلی که سوخته داغ آتشین رویی است

در آفتاب قیامت چرا دگر سوزد؟

چگونه خواب نسوزد به دیده تر من؟

رخی که پرتو او آب در گهر سوزد

بغیر زنده دلی در جهان چراغی نیست

که روز تا به شب و شام تا سحر سوزد

چراغ چشم مرا کز رخ تو روشن شد

روا مدار که در مجلس دگر سوزد

کشیده دار عنان آه و ناله را صائب

مباد از دم گرم تو خشک و تر سوزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.