خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد
ز آب حیوان به لب خشک قناعت می کرد
کشتی حوصله طوفانی شبنم می شد
گل اگر از رخ او کسب طراوت می کرد
می شد از غیرت آیینه دل عاشق آب
خوبی معنی اگر جلوه به صورت می کرد
این زمان ناز هما می کشد از سایه جغد
بی نیازی که دو صد ناز به دولت می کرد
این که در کوی تو دل رنگ اقامت می ریخت
کاش بر ریگ روان طرح عمارت می کرد
صفحه روی ترا دید و ورق برگرداند
ساده لوحی که به من دوش نصیحت می کرد
پیشتر زان که دهد خامه به دستش استاد
الف قامت او مشق قیامت می کرد
بی لب لعل تو صائب المی داشت که گل
در نظر جلوه خمیازه حسرت می کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و روحانیت خضر و همچنین به قدرت عشق و زیباییهای آن اشاره دارد. او میگوید که اگر خضر به شهادت میرسید، از آب حیات بینیاز میشد و با وجود مشکلات، زیباییها و شگفتیها در زندگی به وجود میآمد. شعر نشاندهنده عشق عمیق و آرزوی دیدار محبوب است و همچنین نگاهی به ناتوانی انسان در برابر زیباییهای عشق و احساسات دارد. شاعر به نوعی حسرت و longing برای وصل و تماشا کردن زیباییهای معشوق را به تصویر میکشد. در نهایت، شعر بیانگر پذیرش آلام و حسرتهای عاشقانه در کنار زیباییهای زندگی است.
هوش مصنوعی: اگر خضر، که شخصیت معروفی در داستانهاست، با تیغ شهادت خود را درگیر میکرد، به جای آنکه از آب زنده و جاودانه بنوشد، به زندگی ساده و بیتوقع راضی میشد.
هوش مصنوعی: کشتی که در شب طوفانی است، میتوانست با نگاه گل به چهره محبوبش و بهرهگیری از لطافت و زیبایی او، آرامش یابد.
هوش مصنوعی: اگر آیینه دل عاشق در غیرت خود می توانست آب خوبی را به نمایش بگذارد، جلوه زیبای معشوق را به صورتش به تصویر میکشید.
هوش مصنوعی: در این زمان، هما به آرامی و ناز از سایه جغد بینیاز است؛ جغدی که گذشتهها در برابر ثروت و خوشبختی ناز و عشوه کرده بود.
هوش مصنوعی: اینکه دل من در کوی تو جا میگرفت و آرام میشد، ای کاش بر روی شنهای روان به جای آن، بنایی محکم میساختم.
هوش مصنوعی: کسی که به سادگی به من نصیحت میکرد، وقتی چهره تو را دید، متوجه شد که اوضاع عوض شده و نظرش تغییر کرد.
هوش مصنوعی: قبل از این که معلم قلم را به دست او بدهد، آن فرد با قامت زیبا و دلربایش در حال تمرین و آمادهسازی برای روز قیامت بود.
هوش مصنوعی: بدون لبهای سرخ تو، صائب، دلش به یاد تو دلتنگ است و مانند گلی که در نگاه میآید، حسرت و آرزو را به نمایش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
ناگوارایی غم، کار حلاوت می کرد
جان برفت ای غم و همراه نرفتی، آری
این گنه داشت که عمری به تو عادت می کرد
دوش کآئینهٔ دل داشتمش پیش نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.