گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟

کشتی بیجگران چشم به ساحل دارد

موج سد ره طوفان نشود دریا را

دل دیوانه چه پروای سلاسل دارد؟

نیست آیینه ما صاف چو شبنم، ورنه

می توان یافت که هر غنچه چه در دل دارد

گر چه مجنون سخن از محمل لیلی گوید

سخن مردم آگاه دو محمل دارد

نظر از دولت نظاره خود محروم است

قرب بسیار مرا دور ز منزل دارد

نیست مخصوص به خورشید به خون غلطیدن

عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد

صائب آن کس که بود با همه کس راست چو شمع

تا دم بازپسین جای به محفل دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.