گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد

زلف شب در نظرش سنبل و ریحان گردد

دلم آشفته ز جمعیت یاران گردد

همچو سی پاره که در جمع پریشان گردد

می شود فاختگان را خط آزادی سرو

در ریاضی که نهال تو خرامان گردد

هرکه چون شانه کند دست درازی با زلف

تخته مشق دو صد زخم نمایان گردد

می دهد دست نوازش دل ما را تسکین

بحر ساکن اگر از پنجه مرجان گردد

می دهد رخنه لب زود سر سبز به باد

جای رحم است بر آن پسته که خندان گردد

دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است

که اگر باز ستانند دو چندان گردد!

از تماشای رخت حیرت صائب افزود

طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمدآرام نژاد نوشته:

درودوعرض ادب بیت ماقبل آخر را در سالهای بسیار دور اینگونه شنیده بودم وبنظرم درست تر می آید
دزدز بوسه عجب دزدی پرمنفعتیست
که اگربازستانند دوچندان گردد

👆☹

احمدآرام نژاد نوشته:

بیت ماقبل آخر را در سالهای بسیار دور اینگونه شنیده بودم وبه نظرم درست تر می آید:
دزدی بوسه عجب دزدی پرمنفعتی ست
که اگر باز ستانند دو چندان گردد

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای