گنجور

 
صائب تبریزی
 

ای دل تصور کمر یار نازک است

باریک شو که رشته این کار نازک است

دل شاخ شاخ گشت درین کار شانه را

پرداز زلف و کاکل دلدار نازک است

تا ماجرای شانه و زلفش کجا رسد

مضراب بی ملاحظه و تار نازک است

حرف میان او به میان اوفتاده است

ای دل به هوش باش که اسرار نازک است

بلبل به آشیانه طرازی فتاده است

غافل که آن نهال چه مقدار نازک است

چندین هزار شیشه دل را به سنگ زد

افسانه ای است این که دل یار نازک است

سربسته چون حباب نفس می کشید محیط

از بس مزاج آن در شهوار نازک است

چون قمریان به گردن شیران نهاد طوق

با آن که دام زلف تو بسیار نازک است

در هر نظر به رنگ دگر جلوه می کند

از بس که رنگ آن گل رخسار نازک است

صائب چرا به لب ننهد مهر خامشی؟

سنگین دلند مردم و گفتار نازک است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.