گنجور

 
صائب تبریزی
 

حریم میکده پر جوش از خروش من است

شراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است

شراب من چه عجب خشت اگر ز خم برداشت

که سقف میکده ها را خطر ز جوش من است

مشو ز بلبل آتش نوای من غافل

که جوش خون گل و لاله از خروش من است

به خون چو لاله کشد صد هزار پرده گوش

ترانه ای که نهان در لب خموش من است

به آه سرد بود زندگی مرا چون صبح

اگر به خواب روم این علم به دوش من است

ازان گلی که ازین باغ بیخبر چیدم

هنوز نوحه مرغ چمن به گوش من است

ز گوشه گیری خال لب تو معلوم است

که آن بلای سیه در کمین هوش من است

هزار ناله بی پرده در جگر دارم

ترحم است بر آن کس که پرده پوش من است

اگر چه هست گران، ظرفهای پر صائب

سبو ز می چو تهی شد گران به دوش من است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.