گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بتان که صید به نیرنگ می نمایندت

کباب آتش بیرنگ می نمایندت

اگر برون کنی از دل هوای آزادی

بهشت در قفس تنگ می نمایندت

ببر ز مردم غافل که این گرانجانان

گران رکاب تر از سنگ می نمایندت

به ناخنی که رسد، پرده را بگردانند

معاشران که هماهنگ می نمایندت

گر از لباس برآیی نمی شناسندت

همین گروه که یکرنگ می نمایندت

ز زنگ، آینه دل اگر بپردازی

هزار آینه در زرنگ می نمایندت

علامت نفس سوخته است، منزل نیست

سیاهیی که به فرسنگ می نمایندت

بکن به لاله رخان چشم خود سیه صائب

که زود چهره به خون رنگ می نمایندت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.