گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟

که سهیل (از) عرق شرم برافروخته است

چون ز آتشکده دل به سلامت گذرد؟

آن که از پرتو مهتاب رخش سوخته است

ما چو طاوس ز بال وپر خود در دامیم

دام زلف تو چه صد چشم به ما دوخته است؟

ترتیب کرد مرا عشق و به جایی نرسید

ابر نیسان چه کند، دانه ما سوخته است

خنده صبح به فانوس تجلی دارد

تا ز شمع رخت آیینه برافروخته است

در زبان آوری خانه ما حرفی نیست

نه چو طوطی سخن از آینه آموخته است

بوسه ای گر نربوده است ز یاقوت لبش

دهن لاله چرا تا به جگر سوخته است؟

آتش از خانه همسایه به همسایه فتد

صائب از پهلوی دل درد و غم اندوخته است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرّخ نوشته:

به گمانم مصراع اول بیت چهارم اینگونه صحیح‌ست:
تربیت کرد مرا عشق و به جایی نرسید

👆☹

محسن حیدرزاده نوشته:

در بیت ششم هم به جای خانه ، خامه درست است .

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.