گنجور

 
صائب تبریزی
 

شب که مجلس روشنی از طلعت جانانه داشت

شمع پیش چشم دست از شهپر پروانه داشت

می کند خون در دل اکنون پنجه خورشید را

طی شد آن فرصت که زلف او سری با شانه داشت

پیش آن آیینه رو با صد حدیث آشنا

طوطی من اعتبار سبزه بیگانه داشت

از خمارآلودگان بگذشت چون جام تهی

چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت

در خراباتی که خاک از جرعه خواری مست بود

بوی می از ما دریغ آن نرگس مستانه داشت

تا شدم عاقل به چشم من جهان تاریک شد

بود از داغ جنون گر روزنی این خانه داشت

کرد بر مجنون فضای دشت را چون شهر تنگ

صحبت گرمی که با اطفال این دیوانه داشت

تنگ ظرفی مانع شور جنون ما نشد

باده ما جوش خم در سینه پیمانه داشت

دوش کان رخسار آتشناک بزم افروز شد

بی رواجی شمع را محتاج یک پروانه داشت

صرف تن گردید اوقات شریف دل تمام

کعبه دامن بر میان در خدمت بتخانه داشت

هر که را از حلقه زهاد دیدم ساده تر

دام چون تسبیح پنهان در میان دانه داشت

بیکسی بیزار کرد از زندگی صائب را

وقت آن کس خوش که غمخواری درین غمخانه داشت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حیران در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۱ نوشته:

بیت آخر اشتباه وزنی داره:
درستش اینست:
بیکسی بیزار کرد از زندگی صائب مرا
با عرض پوزش

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.