گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد

پیش پای یک جهان سیلاب خوابم می‌برد

سبزهٔ خوابیده را بیدار سازد آب و من

چون شوم مست از شراب ناب خوابم می‌برد

از سرم تا نگذرد می، کم نگردد رعشه‌ام

همچو ماهی در میان آب خوابم می‌برد

در مقام فیض، غفلت زور می‌آرد به من

بیشتر در گوشهٔ محراب خوابم می‌برد

نیست غیر از گوشهٔ عزلت مرا جایی قرار

در صدف چون گوهر سیراب خوابم می‌برد

غفلت من از شتاب زندگی خواهد فزود

رفته رفته زین صدای آب خوابم می‌برد

دارد از لغزش مرا صائب گرانی بی‌نصیب

در کف آیینه چون سیماب خوابم می‌برد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یونس نوشته:

شعر ضعیفی است. از صائب بعید بود . همچون جوانهائی که تازه شروع به سرودن کرده اند ، سروده بود .

👆☹

امین کیخا نوشته:

سیل به فارسی هین می شود و به لری هم لغت لافوlafaw را داریم که از لاف بعلاوه او یا اب است

👆☹

مینا نوشته:

برای رعشه لرزش لرزه ویا حتی جنبش مناسب است

👆☹

مینا نوشته:

به جای غفلت میشود گفت فراموشی

👆☹

مینا نوشته:

و به جای فیض لبریز شدن ،ریزش ،دهش ، سزشاری و آشکار گشتن راز

👆☹

گنجینهٔ گنجور