گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

نداد عشق گریبان به دست کس ما را

گرفت این می پرزور، چون عسس ما را

به گرد خاطر ما آرزو نمی‌گردید

لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را

خراب حالی ما لشکری نمی‌خواهد

بس است آمدن و رفتن نفس ما را

تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم

که خرج آه سحر می‌شود نفس ما را

غریب گشت چنان فکرهای ما صائب

که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرید کیارستمی نوشته:

در کتاب ( دویست و یک غزل صائب ) از دکتر امیری فیروز کوهی ، در ابیات سوم و چهارم این گونه آمده :
بگرد خاطر ما آرزو نمی گردید / لب تو ریخت به دل رنگ صد هوس ما را
شکسته بال و پرانیم جای آن دارد / که باغبان کند از چوب و گل قفس ما را

👆☹

Farid Kiarostami نوشته:

در دویست و یک غزل از صائب از دکتر امیری فیروز کوهی و در بیت دوم اینگونه آمده :
اگر چه سگ به مَرَس می کِشند صیادان / کشیده است سگ نفس در مرس ما را

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید