گنجور

 
ادیب صابر
 

از مشک ناب سلسله برمه فکنده ای

ما را به مشک و سلسله از ره فکنده ای

در عشق تو چو پشت مه نو خمیده ام

تا تو ز مشک سلسله برمه فکنده ای

درسیم چاه داری و مسکین دل مرا

در چه فکنده ای تو و ناگه فکنده ای

گر صورت پیمبر چاهی رخ توراست

مسکین دل مرا ز چه در چه فکنده ای

ده ره ز مه بدیع تری در کمال حسن

روزی به تیر غمزه چو من ده فکنده ای