گر به دو رخ فتنه نظاره ای
درد دلم را به دو لب چاره ای
آینه در پیش تو بینم مگر
پیش رخ خویش به نظاره ای
در دل من عارضه عشق توست
تا تو بدان عارض و رخساره ای
اختر وصلم ز تو تاری چراست
گر تو به رخ اختر سیاره ای
دهر نه ای چونکه جفا پیشه ای
چرخ نه ای چونکه ستمکاره ای
کم نکند عشق تو خون ریختن
تا تو بدان نرگس خونخواره ای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به توصیف عشق و معشوق میپردازد. او از دو رخ زیبا و فتنهانگیز معشوق سخن میگوید و درد دل خود را مینویسد که به خاطر عشق اوست. شاعر از آینهای یاد میکند که در آن جلوههای معشوقش را میبیند و به عشق و زیبایی او اشاره میکند. همچنین، او به سختیها و جفاهایی که از زمان و چرخ زندگی میبیند، اشاره کرده و میگوید که عشق او همچنان ادامه دارد و هیچگاه کاهش نمییابد. در نهایت، او به وجود نرگس خونخواری اشاره میکند که تصویر عاشقانه و حسرت را در دلش زنده میکند.
هوش مصنوعی: اگر به دو چهرهی فریبنده نگاه کنی، درمان دلbroken من را به دو لب بیان کن.
هوش مصنوعی: من در آینه تو را میبینم، مگر اینکه تو به چهره خودت نگاه کنی و من را نبینی.
هوش مصنوعی: در قلب من اثر عشق تو وجود دارد تا زمانی که تو به زیبایی و چهرهات آگاهی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عشق و ارتباط بین دو نفر همچون ستارهای در آسمان میدرخشد. اگر چهرهٔ تو همچون ستارهای درخشان باشد، پس دلیل تیرگی و غم در دلم چیست؟
هوش مصنوعی: زندگی نه بر اقبال توست که متکی به رنج و ستم است، و زمانه نیز به خاطر خشونت و بیرحمیاش قابل اعتماد نیست.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث میشود که من از جانم مایه بگذارم و به خاطر تو از همه چیز بگذرم، حتی اگر تو بیتوجه باشی و به من اهمیت ندهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.