ای به قامت چو سرو بستانی
قیمت حسن خویش می دانی
نیکویی را به روی معجزه ای
دلبری را به زلف برهانی
در حلاوت برادر شکری
در لطافت برابر جانی
دل نمازت برد که دلداری
جانت سجده کند که جانانی
همه آرایش تو فردوسی
همه پیرایه تو رضوانی
دل ستانی به جعد زنجیری
دین ربایی به زلف چوگانی
نه نگه داری آنچه بربایی
نه نکو داری آنچه بستانی
بر رخ لاله قطر شبگیری
بر سر سرو شاخ ریحانی
اگر این خوبتر بود اینی
و گر آن طرفه تر بود آنی
ور تو را وصف خویش باید کرد
هم تو از وصف خویش درمانی
تن و جان را به غمزه آشوبی
دل و دین را به بوسه درمانی
به زبان معجز مسیحایی
به دهان خاتم سلیمانی
نشناسد زیوسف مصری
گرت بیند رسول کنعانی
در سر من حریف سودایی
در دل من ندیم ایمانی
سر زلف تو را همی ماند
سر کار من از پریشانی
بوسه ای را دلی است از تو بها
گر بها بودی اینت ارزانی
گر به یک غمزه صد جگر بخلی
نبود در تو یک پشیمانی
نیستی تیغ و وقت جان بردن
به سر تیغ دادبگ مانی
صاحب الجیش سید العرب آنک
نه معدی چنو نه عدنانی
بوالغنایم امیر تاج الدین
رافع بن علی شیبانی
عدل او راحت مسلمانان
تیغ او قوت مسلمانی
کرد حاصل به قربت سلطان
رتبت خسروی و سلطانی
ای به ذات تو معتبر گشته
نسبت بحتری و قحطانی
به بنی شیبه انتساب کنی
که تو فهرست فخر ایشانی
زین سبب را کلید کعبه خدای
به بنی شیبه داشت ارزانی
کعبه داد و دین خراسان شد
تا تو در خطه خراسانی
به سخا بحر مکرمت موجبی
به سخن ابر گوهر افشانی
در ضیا با ضیای خورشیدی
در علو با علو کیوانی
در فراست دلیر معرکه ای
در سیاست سوار میدانی
صاحب دولت جهانگیری
نایب خسرو جهانبانی
گر خرد نقطه ای است پرگاری
ور هنر نامه ای است عنوانی
در کف دست عدل شمشیری
بر سر کشت جود بارانی
به ظفر گوهر بهاگیری
به نظر اختر درفشانی
چون قدر با کمال تاییدی
چون قضا با نفاذ فرمانی
مرتبت را بهار و نوروزی
منقبت را عیار و میزانی
چون سلامت بزرگ فایده ای
چون سعادت درست پیمانی
نکته علم و نقطه خردی
شرف دهر و فخر دورانی
گر تو را باد و ابر گوید عقل
راست گویی است عقل و برآنی
بر موافق چو باد نوروزی
بر مخالف چو ابر طوفانی
مصطفایی گرفت سیرت تو
زان گرفته است عقل حسانی
نه رسولی و معجزاتت هست
نه خدایی و نیستت ثانی
دهن دوستان بخندد خوش
چون سر کلک را بگریانی
دیده دشمنان بگرید زار
چون سر تیغ را بخندانی
بر ولی و عدو به عفو و سخط
آب حیوان و تیغ برانی
آن یکی را ز نیست هست کنی
وانکه هست است نیست گردانی
غرض دور چرخ دواری
سبب عز دین یزدانی
در خلاف تو رنج و دشواری
در وفاق تو ناز و آسانی
گر شب و روز خوانمت، شاید
تا بر اسبی و تا در ایوانی
که ز تاثیر عدل و مالش ظلم
چون شب وصل و روز هجرانی
پیش بینی است کلک تو که نماند
غیب را زو حدیث پنهانی
وقت دانایی و گه حکمت
دانیالی گرفت و لقمانی
گر تو معمار عالمی زچه یافت
از تو بنیاد بخل ویرانی
ز آتش تیغ توست جان عدوت
چون دل عاشقان بریانی
تن بدخواهت از لباس حیات
همچو تیغ تو شد زعریانی
نامه عز من بخواند چرخ
گر تو این شعر من فروخوانی
تا بود همچو روز تابستان
به درازی شب زمستانی
نوبهار بقات باقی باد
تا در او کام دل همی رانی
تا بود دور آسمان باقی
نشود دور دولتت فانی
اثر خشم و سهم و صولت تو
به طرازی رسید و ختلانی
ضربت تیغ و جوش جیش تو کرد
کرکسان را پلنگ مهمانی
خاک ختلان زناوک تو گرفت
گونه گوهر بدخشانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای برجسته یک معشوق پرداخته است. شاعر به ستایش قامت و زیبایی اراده و اخلاق آن معشوق میپردازد و در عین حال اشاره به قدرت و عظمت شخصیتی دارد که او را وصف میکند. معشوق با زیباییهایش، دلها را میرباید و در دلها آرامش و ایمان ایجاد میکند. شاعر همچنین اهمیت صداقت، سخاوت و صفات نیک را در شخصیت معشوق برجسته میکند و در نهایت به ارتباط قوی میان عشق و مقامهای عالی انسانی اشاره دارد. این شعر به وضوح نشاندهنده عشق و ارادت شاعر به معشوق است و از زیبایی و صفات آن به زیبایی یاد میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به زیبایی و قامت خود مانند سرو باغی میبالید، آیا میدانی که ارزش و زیبایی تو چقدر است؟
هوش مصنوعی: زیبایی و نیکی را با نماد یک معجزه نشان بده و جذابیت و دلربایی را به زلفی از تماشایی و زیبایی منتقل کن.
هوش مصنوعی: برادر در لطافت و شیرینی مانند شکر است و ارزشش برابر با جان انسان است.
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر محبت و عشق به معشوق، دچار حالتی شده که حتی روح تو نیز در برابرش به سجده درمیآید و از او دلجویی میکند.
هوش مصنوعی: تمام زیباییهای تو به مانند زیباییهای فردوسی، و همه زینتهای تو همچون بهشتی است.
هوش مصنوعی: دلربایی و جذابیت به اندازهی زنجیری است که اسیر میکند و زیباییاش به زلفی میماند که مانند چوبی است و انسان را در بند خودش نگه میدارد.
هوش مصنوعی: آنچه را که از دیگران میگیری، برایت ارزش نخواهد داشت و همچنین چیزهایی که از دست میدهی، اهمیت واقعی ندارند.
هوش مصنوعی: روی گل لاله، قطرههای شبنم نشسته و بر روی درخت سرو، شاخههای ریحان قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر این خوبتر است، اینجا هست و اگر آن بهتر است، آنجا است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهند تو را توصیف کنند، خودت هم از این توصیف درمان مییابی.
هوش مصنوعی: بدن و جان را با یک نگاه پر از جاذبه به هم میریزد و دل و ایمان را با یک بوسه به آرامش میآورد.
هوش مصنوعی: این بیت به وجود یک قدرت خارقالعاده و معجزهآسا در سخنانی اشاره دارد که میتواند بر زندگی انسان تأثیرگذار باشد. به نوعی بیانگر این است که کلام میتواند مانند معجزهای در راه هدایت و روشن شدن مسیر زندگی عمل کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را ببیند و تو را نشناسد، مثل یوسف مصری است که اگر پیامبر کنعانی را ببیند، او را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: در درونم دو احساس مختلف وجود دارد؛ یکی شور و شوقی بیمهار و دیگری دوستی و ایمان عمیق.
هوش مصنوعی: موهای جلوی تو مرا به کاری مشغول کرده که از شدت نگرانی و پریشانی نمیتوانم خودم را جمع و جور کنم.
هوش مصنوعی: اگر بوسهای از تو ارزش دارد، دل من نیز به خاطر آن بها دارد. اگر این بوسه ارزشمند باشد، من این احساس را به تو تقدیم میکنم.
هوش مصنوعی: اگر با یک نگاه، دلها را به درد بیاوری، در تو هیچ نشانهای از پشیمانی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: در زمان خطر و در هنگامی که جان انسان در معرض تهدید است، نباید از ترس مرگ به خود اجازه دهید که به بیهویتی و رنجیدگی تن بدهید. باید با قدرت و قاطعیت به مقابله با دشواریها بپردازید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در جایگاه و مقام بالایی قرار دارد، نباید خود را مستحق برتری و امتیاز بیشتری نسبت به سایرین بداند، چرا که او نیز از خاستگاهی ساده و معمولی برخاسته و نژاد یا موقعیت اجتماعی خاصی ندارد.
هوش مصنوعی: بوالغنایی امیر تاج الدین رافع بن علی شیبانی یکی از شخصیتهای برجسته و معروف است. او به خاطر تواناییها و ویژگیهای خاصی که دارد، در میان مردم شناخته شده و مورد احترام قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: عدالت خداوند باعث آسایش مسلمانان است و قدرت او نیروی ایمان مسلمانان را تقویت میکند.
هوش مصنوعی: به دست آوردن مقام و منزلت در نزد پادشاه و در جایگاه سلطنت.
هوش مصنوعی: تو به قدری در خود ارزش و اعتبار داری که نسبت به بحتری و قحطانی نیز در مقام بالایی قرار میگیری.
هوش مصنوعی: اگر خود را به بنی شیبه مرتبط کنی، به این معناست که تو نیز در فخر و ارجمندی آنها سهمی داری.
هوش مصنوعی: به خاطر این امر، خداوند کلید کعبه را به خانواده بنی شیبه عطا کرده است.
هوش مصنوعی: کعبه در دیاری دیگر به وجود آمده و دین در سرزمین خراسان گسترده شده است تا تو در این منطقه حضور داری.
هوش مصنوعی: به بزرگواری و سخاوت، همچون دریا، در کنار سخنانی که به مانند ابری که گوهرها را پراکنده میکند، انگیزشی برای بخشش و نیکی پیدا کن.
هوش مصنوعی: در روشنایی، مانند نور خورشید در اوج و بلندی، مانند مرتبه کیوان (زحل) هستیم.
هوش مصنوعی: در دانش و درک، شجاعی وجود دارد که در میدان سیاست به خوبی عمل میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به شخصی اشاره دارد که دارای قدرت و سلطه زیادی است و به عنوان سرباز یا مدافع جهان شناخته میشود. او به نوعی نماینده و جانشین یک پادشاه بزرگ و تواناست.
هوش مصنوعی: اگر عقل به اندازه یک نقطه باشد، پس هنر مانند یک نامه با عنوان گسترده و مفصل است.
هوش مصنوعی: در دست عدالت، شمشیری وجود دارد که بر سر کشت و زرع بخشندگی و محبت باران میبارد.
هوش مصنوعی: به پیروزی، ارزش خود را بشناس و در برابر نظر ستارهها، خود را درخشان و باارزش نشان بده.
هوش مصنوعی: زمانی که اندازه و حدود چیزی به طور کامل مشخص شود، مانند قضا که از قدرت و اجرای دستورات برخوردار است.
هوش مصنوعی: فصل بهار و نوروز باعث نمایان شدن مقام و ارزشها میشود، بهطوریکه این زمان به عنوان معیاری برای سنجش خوبیها و شایستگیها شناخته میشود.
هوش مصنوعی: سلامت به اندازهای ارزشمند است که مانند سعادت، درستی و پایبندی به عهد و پیمان را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: فرهنگ و دانش، نقطهای از خرد و فهم است که در طول زمان به عنوان نماد افتخار و بزرگواری شناخته میشود.
هوش مصنوعی: اگر باد و ابر به تو بگویند که عقل راست میگوید، باید بدانی که آن عقل واقعی است و باید به آن توجه کنی.
هوش مصنوعی: اگر کسی با ما همراستا باشد، مانند نسیم ملایم بهاری است و اگر کسی با ما در تضاد باشد، مثل ابرهای طوفانی خواهد بود.
هوش مصنوعی: سیرت تو به اندازهای زیباست که خداوند، عقل حسانی را از تو الهام گرفته است.
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره میشود که نه فرستادهای وجود دارد و نه نشانههای معنوی؛ همچنین به این نکته تأکید میشود که در عالم وجود، خدایی جز او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که دوستان بخندند و شاد باشند، این خوشی مانند آب کردن برف است که به همه سرایت میکند و دلها را شاد میکند.
هوش مصنوعی: دشمنان از دیدن شادابی و خوشحالی تو به شدت غمگین و ناراحت میشوند، همانطور که اگر سر تیغ را بخندی، آن را به خطر میاندازی.
هوش مصنوعی: در مقابل ولی و دشمن، با بخشش و خشم رفتار کن؛ مانند آب حیات و شمشیری که براننده است.
هوش مصنوعی: شما میتوانید کسی را که وجود ندارد به وجود آورید و کسی را که وجود دارد به گونهای تغییر دهید که انگار وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هدف از چرخش دایره زمان، موجب فضیلت و بزرگی دین الهی است.
هوش مصنوعی: در مقابل تو، زحمت و سختی وجود دارد، اما در کنار تو، راحتی و آسایش است.
هوش مصنوعی: اگر شب و روز هم تو را بخوانم، ممکن است که تو بر سوارکاری یا در حیاطی حضور داشته باشی.
هوش مصنوعی: به خاطر تاثیر عدالت و لطف او، ظلم و ستم به مانند شب هنگام وصال و روز جدایی است.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که تو با ذکاوت و هوشمندیات به خوبی میدانی که نمیتوانی از رازها و حقایق پنهانی در امان بمانی. در واقع، پیشبینیهایت نشان میدهد که هیچ چیزی نمیتواند به طور کامل پنهان بماند.
هوش مصنوعی: زمانی که آگاهی و دانایی به دست میآید، مثل دانایی که دانیال و لقمان داشتند، انسان به شناخت و حکمت عمیقتری دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو معمار جهانی هستی، پس چرا بنیاد بخل و ویرانی از تو سرچشمه میگیرد؟
هوش مصنوعی: جان دشمن تو مانند دل عاشقان از آتش تیغ تو در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: بدخواه تو به گونهای شده که مانند تیغ، برهنه و بیپناه در آغوش زندگی است.
هوش مصنوعی: اگر تو این شعر مرا بخوانی، چرخ زمان در حق من نامهای زیبا خواهد نوشت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که روزهای تابستانی به درازا کشیده میشوند، شبهای زمستانی نیز طولانی خواهند بود.
هوش مصنوعی: بهار تازه ای بیاید و تا زمانی که در آن خوشحالی و رضایت دل را به دست میآوری، ادامه داشته باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان وجود دارد، دولت تو هرگز از بین نخواهد رفت.
هوش مصنوعی: خشم و قدرت تو به حدی رسید که به زیبایی و عظمت خاصی دست یافته است.
هوش مصنوعی: ضربت تیغ و جوش جیش، رمز موفقیت و قدرت توست که توانسته کرکسها را از میدان به در کند، مانند پلنگی که در میهمانی ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: خاک ختلان با زیبایی و درخشش تو، مانند گوهری ناب از بدخشان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آئین و رسم یونانی
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی
زود در هر چه خواستیم از تو
[...]
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
گه برین بی هنر هنر ورزی
گه بر آن بی گهر درافشانی
با چنین مهتران بی معنی
[...]
ای پناه همه مسلمانی
رافع بن علی شیبانی
تاج دینی و از مکارم تو
همه اصحاب دین بآسانی
در معالی بلند مرتبتی
[...]
من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی
نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی
نه غلامان رومی و خزری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.