روزه رفت و رسید عید فراز
عود پیش آر و کار عید بساز
رمضان را پدید گشت انجام
خیز تا خرمی کنیم آغاز
روزه از تاختن فرود آسود
ساقیا با شراب و جام بتاز
آتش محتسب فرو مرده است
ای مغنی بلند کن آواز
از جهان چمنگ روزه کوته شد
چنگ برگیر و رود را بنواز
علم عید برفراشته اند
علم شادی وطرب بفراز
بازگشت از نمازگه مردم
خیز تا پیش می بریم نماز
نوبت روزه دراز گذشت
پس از این ما و زلفکان دراز
بر لباس طرب طراز کنیم
از سر زلف نیکوان طراز
گرمه روزه بازداشت ز می
مه شوالمان ندارد باز
جبر یک ماه تا به یازده ماه
ما و رود و می و نشاط و گراز
گر زما این گنه بود چه کنیم
در توبه نکرده اند فراز
گنهان را امید عفو بود
چون نگویی خدای را انباز
آدمی زاده بی گنه نبود
ایمنی نیست کبک را از باز
گر مرا بر صراط باید رفت
مدح صدر اجل بس است جواز
شرف ساده عمده اسلام
مجد دین داروی امید و نیاز
آفتاب علو علی که به قدر
همه با آفتاب گوید راز
گوی برده لطافتش ز عراق
دل ربوده فصاحتش ز حجاز
نظم او گشته معدن اعجاب
سخن اوست مایه اعجاز
ذکر او با زمانه در گردش
رای او با ستاره در پرواز
نشود مردم ذلیل عزیز
تا نیابد ز صدر او اعزاز
چرخ را اقتدا به همت اوست
رمه را اقتدا بود به نهاز
هیچ سر خرد نهفته نماند
تا همی کلک او بود غماز
سبز گشت از سخاش کشت امید
سیر گشت از عطاش معده آز
ای همه خلق را ز گشت فلک
مجلس صدر تو مفر و مفاز
به سخا با تو برنیاید ابر
چون مرکب کجا بود مجتاز؟
زشت را کی بود ملاحت خوب
زاغ را کی بود جلادت باز
تا ستوده است در سخا تعجیل
تا گزیده است در سخن ایجاز
عمر بین عیش کن سعادت یاب
شاد زی خصم کش عدو پرداز
تو قرین نشاط و عیش به عید
حاسد تو قرین گرم و گداز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره پایان ماه رمضان و شروع عید فطر است. شاعر از مردم میخواهد که برای جشن عید آماده شوند و از شادیها و خوشیها بهرهمند شوند. روزهداری به پایان رسیده و زمان شادابی و عیش فرا رسیده است. او به ساقی اشاره میکند تا شراب و می بیاورد و از مغنی میخواهد که آواز بخواند. شاعر همچنین به عظمت و مقام انسانها اشاره میکند و میگوید که هیچ کسی بیگناه نیست و همه نیاز به عفو و بخشش دارند. او از خداوند میخواهد که به بندگان خود رحمت کند و به اهمیت دین و اخلاق نیز تأکید میکند. در نهایت، شاعر به شادابی و خوشی در زندگی اشاره کرده و و اهمیت عید و عیش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: روزه تمام شد و عید فرارسید، عود را به پیش بیاور تا مراسم عید را برپا کنیم.
هوش مصنوعی: در ماه رمضان به پایان میرسد و زمان آن رسیده که برای آغاز کارهای خوشایند و نشاطآور آماده شویم.
هوش مصنوعی: روزها به سرعت میگذرد، اما ای ساقی، با شراب و جام خود بیتوجه به زمان، به شادیام ادامه بده.
هوش مصنوعی: ای خواننده، صدای خود را بلند کن، زیرا آتش خشم و مراقبت دیگر وجود ندارد و حالا زمان شادی و درستی است.
هوش مصنوعی: از دنیا که شادابیاش کم شده، ساز خود را بردار و به رود بپرداز.
هوش مصنوعی: علم دانش را در بالای سر برافراشتهاند، علم شادی و خوشی را نیز به اهتزاز درآورید.
هوش مصنوعی: از محل برگزاری نماز بازگشت کنید و تا جلو برویم و نماز را ادامه دهیم.
هوش مصنوعی: زمان طولانی روزهداری گذشت و حالا نوبت ما و زلفهای بلند است.
هوش مصنوعی: ما با زلف زیبای نیکو، لباس خوشی و شادی را آماده میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر روزهات را در تابستان به خاطر میهمی بگیری، دیگر به آن برگشت نخواهد بود.
هوش مصنوعی: یک ماه از سال به اندازه یازده ماه دیگر، پر از خوشی و شادی و لذت است. در این مدت، لذتهای زندگی چون رود، شراب و نشاط جاری است و مانند گراز، زندگی پر از جنب و جوش و نشاط است.
هوش مصنوعی: اگر این گناه از من است، پس به چه کار میتوانیم بپردازیم در حالی که هنوز توبه نکردهام؟
هوش مصنوعی: گناهکاران به عفو و بخشش امیدوارند، به شرطی که خدای خود را شریک نکنند.
هوش مصنوعی: انسان، بیگناه وجود ندارد و هیچکس در این دنیا از خطر و آسیب در امان نیست، همانطور که کبک از دست باز (پرنده شکاری) در امان نیست.
هوش مصنوعی: اگر برای عبور از صراط نیاز به مجوزی باشد، ذکر و ستایش مقام بلند و برتر کافی است.
هوش مصنوعی: شرافت و عظمت اصلی اسلام، باعث اعتبار و افتخار دین است و همچنان مایه امید و نیاز بشریت به شمار میرود.
هوش مصنوعی: خورشید بلندمرتبه علی آنچنان درخشانی دارد که میتواند با خورشید دیگر به گفتوگو بنشیند.
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و دلانگیزی شعری اشاره دارد که به لطافت و فصاحت اشاره میکند. اولین بخش به نرمی و جذابیت خاصی که از عراق ناشی میشود اشاره دارد که میتواند انسان را مجذوب کند. بخش دوم به قدرت گفتار و بیان بلندمرتبهای که از منطقه حجاز برمیخیزد، اشاره میکند. به طور کلی، تصویر زیبایی از هنر و ادبیات دارد که از این دو منطقه فرهنگی به دست آمده است.
هوش مصنوعی: نظم او به جایی شگفتانگیز تبدیل شده و سخن او منبعی از شگفتی است.
هوش مصنوعی: ذکر و یاد او همیشه در حال است، همانطور که تصمیمات و افکار او با تغییر زمان و حرکت ستارهها در حال تغییر و تحول است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام و احترام نرسد، هرگز مردم به او محبت و ارادت نخواهند داشت و در نتیجه، او برای دیگران ذلیل و بیاحترام خواهد بود.
هوش مصنوعی: چرخ و فلک تحت تأثیر اراده اوست و گوسفندان نیز به گردن گله حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: هیچ راز یا خردی پنهان نمیماند، چون قلم او همیشه در حال خیانت به آن است.
هوش مصنوعی: از لطف و محبت او زندگی پررنگ و سرسبز شده و از بخششهای او، دلها را از محبت سیر کرده است.
هوش مصنوعی: ای مردم، از چرخش آسمان دوری کنید و در جمعی که در آن شما برتری و مقام دارید، قرار نگیرید.
هوش مصنوعی: ابر که فراوانی و سخاوتش شناخته شده است، نمیتواند به اندازهی مهربانی و فداکاری تو باشد؛ پس چگونه میتواند به این حالت دست یابد؟
هوش مصنوعی: زشت را هیچ وقت زیبایی نیست و زاغ هم نمیتواند شجاعت باز را داشته باشد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در generosity (سخاوت) سریعالعمل و عجلت دارد، در کسانی که در بیان و کلام خود مختصر و خلاصه هستند، انتخاب و گزینش میکند. به عبارتی، به سرعت عمل کردن در خیرات و کمک به دیگران و همچنین مختصر گویی در سخن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در طول زندگیتان از شادی و خوشی بهرهمند شوید و سعادت را به دست آورید. با دشمنان خود با تدبیر و هوش روبهرو شوید.
هوش مصنوعی: تو همراه با شادی و خوشی به روز عید هستی، در حالی که حسادت تو، مانند آتشِ گرم و سوزانی است که همیشه در دل دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه به آخر بمرد باید باز؟
هم به چنبر گذار خواهد بود
این رسن را، اگر چه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدت زی
[...]
سرو ساقی وماه رود نواز
پرده بر بسته در ره شهناز
زخمه رودزن نه پست ونه تیز
زلف ساقی نه کوته ونه دراز
مجلس خوب خسروانی وار
[...]
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه بآخر بمرد باید باز؟
هم بچنبر گذار خواهد بود
این رسن را اگر چه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدّت زی
[...]
ای تو را آروزی نعمت و ناز
آز کرده عنان اسپ نیاز
عمرت از تو گریزد از پس آز
تو همی تاز در نشیب و فراز
بر در بخت بد فرود آید
[...]
چند گویی که نشنوندت راز
چند جویی که می نیابی باز
بد مکن خو که طبع گیرد خو
ناز کم کن که آز گردد ناز
از فراز آمدی سبک به نشیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.