طرف چمن که خلعت فصل بهار یافت
بی بت جمال بتکده قندهار یافت
هر زینتی که گم شده بود از زمین باغ
جوینده با طراوت فصل بهار یافت
جادوست چار طبع که چندین هزار نقش
طبع چمن به واسطه هر چهار یافت
از زاغ زینهار نمی یافت عندلیب
اکنون به فر دولت گل زینهار یافت
میخواره وار بلبل گل دوست مست گشت
گویی ز گل نسیم می خوشگوار یافت
گل جوی و می پرست که اطراف باغ دید
یک غم نیافت در دل و صد غمگسار یافت
از چشم ابرها دهن لاله ها لعل
بی بحر و بی صدف گهر شاهوار یافت
وقت بهار عاشق دلتنگ یار جوی
رخسار یار برطرف لاله زار یافت
بلبل که زیر شاخ گل تر قرار جست
رضوان نبود و روضه دارالقرار یافت
عاشق همی قرار نیابد چو زلف یار
کز باد صبحدم خبر زلف یار یافت
چشم چمن ز لاله و گل روی یار دید
گوش سمن ز گوهر و در گوشوار یافت
ناگشته پیر قد بنفشه خمیده ماند
ناخورده باده دیده نرگس خمار یافت
رخسار لاله تازه چو لعلی است آبدار
گویی به بارگاه خداوند بار یافت
نرگس چو خسروان کله از در و زر گزید
گویی ز جود مجلس عالی نثار یافت
فرزند مجددین شرف الساده شمس دین
کز کردگار فضل و شرف بی شمار یافت
جعفر کز آل جعفر صادق یگانه گشت
از بس که فضل و مرتبت (از) کردگار یافت
آن صدر روزگار که خوش روزگار شد
آن کس که پیش خدمت او روزگار یافت
پیوسته سرخ روی بود زر جعفری
گویی که زر جعفری از وی عیار یافت
فرزند حیدر آمد و جوینده ظفر
در سیر کلک او اثر ذوالفقار یافت
آن را که بود دل به هزار آرزو اسیر
چون یافت فر خدمت او هر هزار یافت
پیشش ستاره با همه رتبت پیاده شد
کو را زمانه در همه میدان سوار یافت
ای آنکه در ثنای تو شاعر برات دید
ای آنکه از یمین تو زایر یسار یافت
آن را که در وفاق تو غم بود شاد گشت
و آن کس که در خلاف تو گل جست خار یافت
خرم تر است طبع زمانه ز عهد تو
از عاشقی که لذت بوس و کنار یافت
روشن تر است رای تو در حل مشکلات
از چشم آن که راحت روی نگار یافت
طامع همیشه جود تو را حق گزار دید
مجرم همیشه حلم تو را بردبار یافت
در وصف تو درخت سخن برگ و بار کرد
وز بذل تو لباس سخا پود و تار یافت
نطق از کمال منقبت تو نطاق بست
شعر او جمال مرتبت تو شعار یافت
اندر رسوم مجلس تو عقل بنگریست
هر رسم را دلیل هزار افتخار یافت
جوینده دقایق افعال مهتران
در مهر و کین تو اثر نور و نار یافت
در خدمت تو مفلس بی سیم سیم کرد
وز مدحت تو شاعر بی کار کار یافت
لفظ زمانه محمدت یادگار گفت
کز مصطفا وجود تو را یادگار یافت
آن کس که فضل و قول تو را گفتگوی کرد
با علم مرتضی سخن یار غار یافت
وان کز جهان تفحص احوال شعر کرد
در مدحت تو شعرا مرا آبدار یافت
گویای مدح مدح تو را نامدار گفت
جویای عهد عهد مرا استوار یافت
تا جای در حصار امان باشد از خدای
هر بنده کو حمایت پروردگار یافت
پیوسته در حصار امان باشی از خدای
به زین نیافت هر که به عالم حصار یافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای بهار و تأثیرات آن بر چمن و گلها میپردازد. شاعر توصیف میکند که در فصل بهار، همهچیز شاداب و سرزنده میشود. چمن با جاذبههای فصل بهار و زینتهایش زندگی نوینی مییابد و گلها و بلبلها در حال مستی و عشق به همدیگر هستند. شاعر همچنین به ویژگیهای خاص و زیباییهای یار و محبوب خود اشاره میکند.
شعر به تضاد بین شادی و غم نیز میپردازد و بیان میکند که در این فصل، حتی غمها نیز در دلها نمیمانند. شاعر از شخصیتهای تاریخی، مانند جعفر صادق و علی (ع)، یاد میکند و به فضیلتهای آنها اشاره میکند. در پایان، شاعر با امید به امنیت و حمایت خداوند، بر اهمیت توصیف فضایل انسانی و عشق تأکید میکند. کلّ شعر به نوعی به مدح و ستایش خداوند و شخصیتهای بزرگ پرداخته و عشق و زیبایی را در زندگی انسانها تجلی میدهد.
هوش مصنوعی: در کنار چمن که فصل بهار لباس زیبایی به خود گرفت، بیوجود زیبایی معشوق، به یادآورنده معبودی در قندهار شد.
هوش مصنوعی: در فصل بهار، هر چیزی که در باغ گم شده بود، به طرز طراوت بخشی پیدا شد.
هوش مصنوعی: چهار نوع طبیعت جادوگری است که به واسطه هر یک از آنها، هزاران نقش و تصویر از زیباییهای چمن پدید میآید.
هوش مصنوعی: زاغ (کلاغ) از نزدیک شدن به قفس و خطر دوری میکند، اما اکنون بلبل به لطف و نعمت و خوشبختی دست یافته و از اوضاع بهتری برخوردار شده است.
هوش مصنوعی: بلبلی که مست و سرمست از گل عشق است، گویی با نسیم خوشگون گل، سرخی و شوری خاصی به دست آورده و شاداب و شگفتانگیز شده است.
هوش مصنوعی: گل و جویبار را دوست داشته باش، زیرا وقتی که به دور و بر باغ نگریستی، نه غمی در دل یافتی و نه غمگساری پیدا کردی.
هوش مصنوعی: چشم ابرها بر روی گلهای لاله میبارد و آنها را با زیبایی و درخشندگی خاصی میپوشاند، مثل جواهراتی شگفتانگیز که به صورت طبیعی و بدون نیاز به دریا یا صدف به دست آمدهاند.
هوش مصنوعی: در فصل بهار، عاشق نسبت به معشوق خود احساس دلتنگی میکند و در جستجوی چهرهی او، زیباییهای گلزار را میبیند.
هوش مصنوعی: بلبل که در زیر شاخههای گل تازه نشسته بود، بهشت را نیافت و به مکان امن و آرامش رسید.
هوش مصنوعی: عاشق هیچ وقت آرام نمیگیرد، مانند موهای محبوبش که در نسیم صبحگاهی به اهتزاز درآمده و زیباییاش را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چشم چمن زیبایی لاله و گل را از چهره یار مشاهده کرد و گوش سمن صدای زیبا و درخشانی را که به گوشوارهای آویخته شده، شنید.
هوش مصنوعی: پیرمردی که هنوز جوانی خود را نچشیده و به تازگی به سن و سال بزرگسالی نرسیده، همچنان به حالت خمیده و افسرده است. او هنوز جوهر خوشی را نچشیده و در چشمهایش نشانههایی از غم و خمار دیده میشود.
هوش مصنوعی: صورت گل لاله تازه همچون مرواریدی درخشان است، گویی که در حضور خداوند به مقام والایی دست یافته است.
هوش مصنوعی: نرگس مانند پادشاهان بزرگ، سر و شکوهی از طلا و زر را انتخاب کرده است، گویی از بخشش و سخاوت یک مجلس مهم بهرهمند شده است.
هوش مصنوعی: فرزند مجددین، شرف و بزرگی را از جانب خداوند که دارای نعمتها و فضایل بیپایان است، به دست آورده است.
هوش مصنوعی: جعفر از نسل امام جعفر صادق، به دلیل برخورداری از فضل و مقام والا، در نظر خداوند منحصر به فرد و خاص شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که فردی در اوج خوشبختی و سعادت قرار میگیرد، این امر به دلیل آن است که شخصی در خدمت او بوده و به او کمک کرده است.
هوش مصنوعی: همیشه صورت او سرخ و زیباست، گویی زر جعفری از او زیبایی گرفته است.
هوش مصنوعی: فرزند حیدر به دنیا آمد و کسی که به دنبال پیروزی بود، در حرکت قلم او نشانهای از شمشیر ذوالفقار را یافت.
هوش مصنوعی: کسی که دلش به هزار آرزو گرفتار است، وقتی که به خدمت او برسد، تمام آرزوهایش را به دست میآورد.
هوش مصنوعی: در حضور او، حتی ستارهها با تمام اعتبارشان پایین آمدهاند، زیرا او را زمانه در هر عرصهای برتر و پیروز یافته است.
هوش مصنوعی: ای کسی که شاعر در مدح تو ثواب و پاداش دیده است، ای کسی که از سمت راست تو زائری از سمت چپ برخوردار شده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که در اتفاق و همراهی با تو غم و اندوه داشت، خوشحال شد و آن کسی که در مخالفت با تو به دنبال شادی بود، غمی بزرگ را یافت.
هوش مصنوعی: زمانه حال از زمان تو خوشتر و شادابتر است، چرا که عاشقان اکنون از لذت بوسیدن و نزدیکی برخوردارند.
هوش مصنوعی: دیدگاه و مشورت تو در یافتن راهحلها به مراتب بهتر و واضحتر است از کسی که تنها به زیباییهای ظاهری غره شده است.
هوش مصنوعی: کسی که دنبال بهرهمندی از بخشش و generosity تو باشد، همیشه آن را شایسته میداند. از سوی دیگر، فردی که مرتکب خطا میشود، همواره بردباری و صبر تو را میبیند.
هوش مصنوعی: در مورد تو، درخت با برگها و میوههایش سخن گفت و از بخشش تو، لباس سخاوت به هم بافت.
هوش مصنوعی: سخن از فضیلتهای تو آغاز شد و شعر به زیبایی جایگاه تو اشاره کرد و به نوعی نمایانگر آن شد.
هوش مصنوعی: در مراسم و مجالس تو، عقل به بررسی رسوم و قواعد پرداخت و برای هر یک از آنها هزار و یک دلیل برای افتخار یافت.
هوش مصنوعی: کسی که در پی درک رفتارهای مهمترهاست، در عشق و دشمنی تو نشانهای از روشنایی و تاریکی را پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: در کنار تو، آدم بیپولی با تار و پود زندگیاش یعنی بیپول، جلا پیدا کرد و شاعر بیکار به خاطر تمجید و تعریف از تو، مشغول به کار شد.
هوش مصنوعی: زمانه محمد، یادگاری از اوست که نشان میدهد وجود تو، یادگار پیامبر است.
هوش مصنوعی: کسی که دانش و سخن تو را با علم و دانش علی (ع) مقایسه کند، به گفتگو و دوستی با او همانند یار غار دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: شخصی که به جستوجوی وضعیت شعر پرداخته و در ستایش تو شعرها را خوانده، متوجه شده که من از لطف و زیبایی برخوردارم.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که کسی که به ستایش تو میپردازد، نامی بلند و معروف دارد و در تلاش است تا توافق و پیمانی که با من داشته است را محکم و مستحکم ببیند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مرزهای امنیت قرار داریم، هر بندهای که از حمایت و یاری پروردگار برخوردار باشد، در امان خواهد بود.
هوش مصنوعی: در تمام دوران زندگی خود تحت حمایت و مراقبت خداوند قرار داری، زیرا هر کسی که به دنیای امن و حامی وارد شود، از آسیبها در امان خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عالم چو بوی عافیت شهریار یافت
بشکفت پیش از آنکه نسیم بهار یافت
بر خلق شد خجسته و فرخنده روزگار
زین عافیت که پادشه روزگار یافت
چون زینهار یافت تن و جان او ز رنج
[...]
باد صبا به باغ دگربار بار یافت
شاخ از سرشگ ابر گهربار بار یافت
نوروز چون دمیدن باد بهار دید
با ماه دی به کینه و پیکار بار یافت
دی باغ جای زاغ نگونسار بد ولی
[...]
ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
تا چیده یک گل از مژه صد زخم خار یافت
میکرد شمع از آتش دل بی قرار سعی
بعد از هزار سعی بکشتن قرار یافت
آنرا چو من رواست که گشت چمن کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.