جور از این برکشیده ایوانست
که بر او مشتری و کیوانست
دم سردی که برکشد مردم
هم از این برکشیده ایوانست
آدمی را ز دور این ایوان
جور انواع و رنج الوانست
گرچه گه سعد و گاه نحس دهد
ورچه گه رزق و گاه حرمانست
زو چه نالی که چون تو مجبورست
زو چه رنجی که چون تو حیرانست
شحنه کارگاه تقدیر است
حاجب بارگاه سلطانست
نایب پرده دار اسرار است
پرده رازهای پنهانست
دورر او هر چه کرد و هر چه کند
کرده کردگار کیهانست
جان که جان آفرین به ما داده ست
ملک ما نیست بلکه مهمانست
نزد برنا و پیر عاریتی است
مرگ در حق هر دو یکسانست
ساقی مرگ را به بزم اجل
ساتگینی همیشه گردانست
در چنین بزم با چنین ساقی
دوستگانی سپردن جانست
جان به جان آفرین دهد روزی
آنکه ما را چو جان جانانست
جان چو با زندگان نخواهد ماند
زنده از زندگی پشیمانست
آن سه دانا که هر یکی ز یشان
فیلسوف زمین یونانست
طب و جز علم طب در این عالم
یادگار علوم ایشانست
به سه علت ز جان جدا ماندند
جان سپردن نه کار آسانست
هر یکی را به علتی بردند
گرچه درمان آن بسی دانست
آن یکی رنجه دل شد از اسهال
گفتی اسهال نیست طوفانست
آب را در خم شکسته ببست
شکم خویش بست نتوانست
جان بداد و علاج سود نداشت
جان نه در بر به عهد و پیمانست
دیگری را پدید گشت امساک
گفت تدبیر درد درمانست
جان به درمان نماند در براو
رفتن جان به حکم و فرمانست
جان آن دیگری به فالج رفت
بترین رنج جانور آنست
تا بدانی که از برای اجل
نام هر زنده ای به دیوانست
زندگی را زوال در پیش است
زنده بی زوال یزدانست
(تن به زندان گور خواهد ماند
گرچه جان را به جای زندانست
مرگ چون موم نرم خواهد کرد
تن ما گر ز سنگ و سندانست
عاقبت بی حیات خواهی گشت
گر غذای تو آب حیوانست
تا ننازی به دولت و نصرت
که همه نصرت تو خذلانست
در جهان نصرت پسندیده
کردن طاعت جهانبانست
هر زیادت که جز به طاعت اوست
بتر از صد هزار نقصانست
جز به طاعت نجات نتوان یافت
سبزه را تازگی ز بارانست
جز به دانش مراد نتوان دید
چرخ و مه را بقا ز دورانست
ور به روی و ریاست طاعت تو
پس همان طاعت تو عصیانست
در جهان نصرت پسندیده
کردن طاعت جهانبانست)
ای تو را خانه های آبادان
خانه دینت سخت ویرانست
غم ایمان خویش خور که تو را
روز محشر امان به ایمانست
وگر ایمانت هست و تقوی نه
خاتم ملک بی سلیمانست
چشم گریانت کو ز ترس خدای
گر ز محشر دل تو ترسانست
خوش همی خند و هیچ باک مدار
که ز ظلم تو خلق گریانست
بره بریان کنی ز مال یتیم
آن بره نیست خوک بریانست
همه کارت خور است و آسایش
مخور آسان که این خور آسانست
کار دنیا اگر فراهم شد
کار عقبیت بس پریشانست
می ندانی که از خدای جهان
با تو در روز و شب نگهبانست
نفسی در رضای نفس مزن
کان نفس در رضای شیطانست
عدل و انصاف و رحم عادت کن
گر مرادت رضای رحمانست
عمر کان بی رضای حق گذرد
بر همه اهل عمر تاوانست
گر به نزدیک خود مسلمانی
این نه رسم و ره مسلمانست
توشه راه آخرت بردار
که رهی دور و پر بیابانست
توشه تو نه کوزه آب است
توشه تو نه سفره نانست
زهد و اسلام و طاعت و تقوی است
علم و ایمان و عدل و احسانست
شعر صابر ز بحر خاطر و طبع
غصه در و رشک مرجانست
گفته او شنو که گفته او
نه ز جنس فلان و بهمانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به تصویر کشیدن واقعیت زندگی و مرگ میپردازد و به نوعی فلسفه زندگی را مورد بررسی قرار میدهد. شاعر از وضعیت انسان در این دنیا و چالشهایی که با آن مواجه است، صحبت میکند و به ناگزیری مرگ و عدم توانایی انسان در تغییر سرنوشت اشاره میکند. او به این نکته تأکید میکند که زندگی بهصورت امانتی است و در نهایت همه باید به حساب اعمال خود رسیدگی کنند. همچنین، از اهمیت ایمان، تقوا، و طاعت از خداوند سخن میگوید و یادآور میشود که انسانها باید در تلاش برای نیکوکار بودن و رعایت انصاف باشند. در نهایت، او تصریح میکند که زندگی موقتی است و باید برای آخرت توشهای جمعآوری کرد.
هوش مصنوعی: ظلم و ستمی که بر تو رفته، باعث شده است که تو همچون فروشندهای در بازار شدید و در نظر دیگران برایتان ارزشگذاری میشود.
هوش مصنوعی: هرگاه نسیم سردی بوزد، مردم نیز از این لحظه بهرهبرداری و لذت میکنند.
هوش مصنوعی: انسان از دور نشانهایی از تنوع و سختیهای مختلف را میبیند که در زندگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرچند که روزهایی خوش و روزهایی ناخوش داریم و بعضی وقتها روزی و نعمت نصیب میشود و برخی اوقات محرومیت و کمبود.
هوش مصنوعی: چرا نالیده میشوی وقتی که خودت هم در همین وضعیت گرفتار هستی؟ چرا دچار رنج میشوی وقتی که در سردرگمی به سر میبری؟
هوش مصنوعی: شحنه کارگاه سرنوشت است و نگهبانی دربار پادشاه به عهده اوست.
هوش مصنوعی: نایب به عنوان نگهبان اسرار عمل میکند و پردهها حافظ رازهای نهانی هستند.
هوش مصنوعی: هر آنچه که او انجام داد و هر آنچه که در آینده انجام خواهد داد، به دست خالق و پروردگار جهان است.
هوش مصنوعی: جان، که خداوند آن را به ما بخشیده، مال ما نیست؛ بلکه همچون مهمانی در وجود ماست و ما فقط میزبان آن هستیم.
هوش مصنوعی: مرگ برای جوان و پیر هیچ تفاوتی ندارد و در واقع برای هر دو یک وضعیت مشترک و برابر است.
هوش مصنوعی: ساقی مرگ را در مهمانی مرگ به شکل زیبایی و با خوشحالی گردانده است.
هوش مصنوعی: در چنین مهمانی و در کنار چنین ساقی، سپردن جان به دوستیها است.
هوش مصنوعی: نفس ما روزی به جان آفرین خواهد سپرد، زمانی که ما را همچون جان عزیز خود بداند.
هوش مصنوعی: اگر روح از همراهی با زندهها راضی نباشد، نشاندهندهی ناامیدی او از زندگی است.
هوش مصنوعی: سه حکیم وجود دارند که هر یک از آنها فیلسوفانی بزرگ از سرزمین یونان هستند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، فقط علم پزشکی از تمام دانشهای آنها باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به سه دلیل، جانها از بدن جدا نشدند؛ زیرا جان دادن کار آسانی نیست.
هوش مصنوعی: هرکس به دلیلی به جایی رفت، هرچند که درمان آن مشکل را به خوبی میشناخت.
هوش مصنوعی: کسی که دلش از نگرانی و درد رنج میبرد، به مثابه اینکه از اسهال رنج میکشد، میگوید که این فقط مشکل کوچکی نیست، بلکه به شدت مانند یک طوفان است.
هوش مصنوعی: آب در ظرف شکسته نمیماند، زیرا نمیتواند خود را نگه دارد.
هوش مصنوعی: جانش را فدا کرد، اما هیچ درمانی نداشت؛ اینکه جانش در دستان دیگران است و به وعدهها و پیمانها وابسته است.
هوش مصنوعی: دیگری به وجود آمد و با خود اندیشه کرد که این محدودیت و احتیاط، راه حل مناسبی برای مشکلات و دردهاست.
هوش مصنوعی: زندگی دیگر تاب دوری ندارد و رفتن به سوی محبوب، بر اساس تقدیر و اراده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هنگامی که جان یک موجود دیگر به خطر میافتد یا به حالت نابودی نزدیک میشود، بزرگترین درد و رنج برای آن موجود زندهای که جانش در خطر است، حس میشود. در واقع، هنگامی که موجودی در معرض آسیب یا مرگ قرار میگیرد، درد و رنجش به اوج میرسد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر موجود زندهای روزی به سرانجام خود میرسد و موعد مرگ هر کس در سرنوشتش نوشته شده است. این موضوع به نوعی اشاره به inevitability (اجتنابناپذیری) مرگ و تقدیر دارد.
هوش مصنوعی: زندگی به سمت نابودی میرود، اما تنها چیزی که جاودان و بیزوال است، خداوند یکتاست.
هوش مصنوعی: بدن در قبر خواهد ماند، هرچند که روح در آزادی باشد.
هوش مصنوعی: مرگ همچون موم، جسم ما را لطیف و نرم خواهد کرد، حتی اگر این جسم از سنگ و آهن ساخته شده باشد.
هوش مصنوعی: اگر زندگیات وابسته به چیزهایی باشد که فقط جنبه حیوانی دارند، در نهایت بدون روح و معنایی خواهی ماند.
هوش مصنوعی: این جمله به ما یادآوری میکند که به موفقیتها و حمایتهایی که داشتهایم نبالیم، زیرا در حقیقت هر نوع پیروزی ممکن است به خاطر ضعفها و ناتوانیهای ما باشد. به عبارت دیگر، نباید خود را به خاطر نصرتها و موفقیتها برتر از دیگران بدانیم، چرا که ممکن است آنچه به نظر میرسد نتیجهی زحمت خودمان باشد، در واقع به دلیل عواملی خارج از کنترل ما اتفاق افتاده باشد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، پسندیده است که اطاعت و پیروی از خداوند را در نظر بگیریم و در آن گام برداریم.
هوش مصنوعی: هر افزونتری که غیر از اطاعت اوست، بدتر از صد هزار کمبود است.
هوش مصنوعی: تنها در سایه اطاعت میتوان نجات یافت، همانطور که سبزه تنها با باران تازه و سرزنده میشود.
هوش مصنوعی: تنها با دانایی میتوان به درستی به چرخ و ماه نگریست؛ زیرا بقا و ماندگاری آنها به گذر زمان وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر مقام و قدرت تو اطاعت بشود، پس همان اطاعت در واقع نافرمانی است.
هوش مصنوعی: در دنیا، پسندیدهترین کارها، اطاعت و فرمانبرداری از خداوند و سرپرست عالم است.
هوش مصنوعی: ای تو که در خانههای آبادان زندگی میکنی، خانهات به شدت خراب است و دینت مورد آسیب قرار گرفته.
هوش مصنوعی: غم ایمان خود را داشته باش، زیرا در روز قیامت تنها ایمان تو به تو کمک خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر ایمان و تقوای تو واقعی باشد، پس سلطنت و فرمانروایی بدون سلیمان ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: چشمت که به خاطر ترس از خدا میگرید، اگر دل تو از قیامت میترسد، نشان دهنده این است که تو باید از آن نگرانیها دوری کنی.
هوش مصنوعی: بخند و شاد باش، نگران نباش که مردم از ظلم تو ناراحت و گریهکنان هستند.
هوش مصنوعی: اگر برهای را به عنوان قربانی بپزید که متعلق به یتیم باشد، آن بره نیست که ارزش دارد، بلکه مانند خوکی است که در حال پختن است.
هوش مصنوعی: نگران جمع کردن آسایش و راحتی نباش، چون به دست آوردن آن بسیار ساده و بیدردسر است؛ بلکه باید به کار و تلاش خود ادامه دهی، زیرا زندگی پر از چالشها و سختیهاست.
هوش مصنوعی: اگر کارهای زندگی به خوبی پیش برود، مشکلات و چالشهای آینده به شدت نگرانکننده خواهند بود.
هوش مصنوعی: شما از این موضوع بیخبرید که در طول روز و شب، خدایی در واقعیات زندگیتان مراقبت و حمایتتان میکند.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که در پی خواستهها و تمایلات نفسانی خود باشی، چراکه این خواستهها در واقع رضایت شیطان را حفظ میکنند.
هوش مصنوعی: برای اینکه به رضایت خداوند برسید، باید به عدالت، انصاف و رحمت عادت کنید.
هوش مصنوعی: عمر که بدون رضایت و خشنودی خدا بگذرد، برای همه کسانی که آن را میگذرانند، مانند یک عذاب و مجازات خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر در نزدیکی خود فرد مسلمانی را ببینی، بدان که این رفتار و روش، شیوه ی مسلمانان نیست.
هوش مصنوعی: برای سفر به دنیای دیگر و آخرت، وسایل و توشههای لازم را تهیه کن، زیرا این مسیر طولانی و دشوار است و نیاز به آمادگی دارد.
هوش مصنوعی: توشه تو چیزی بیشتر از یک کوزه آب و یک سفره نان است.
هوش مصنوعی: زهد، اسلام،奉事 و تقوا شامل علم، ایمان، عدالت و نیکی است.
هوش مصنوعی: شعر صابر از عمق احساسات و افکارش شکل گرفته است و مانند گوهری ارزشمند و زیبا، سرشار از غم و حسرت است.
هوش مصنوعی: به سخنان او گوش بده، زیرا او از نوع خاصی نیست و از معیارهای معمول دنبال نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرغ دیدی که بچه زو ببرند؟
چاو چاوان درست چونانست
باز چون بر گرفت پرده ز روی
کروه دندان و پشت چوگانست
جشن اسلام عید قربانست
شاد ازو جان هر مسلمانست
خانه گویی ز عطر خرخیز است
دشت گویی ز حسن بستانست
باد فرخنده بر خداوندی
[...]
در دهان هر زبان که گردانست
از ثنای تو اندرو جانست
این نه اسبست چرخ گردانست
مرکب خاص شاه گیهانست
تند کوهی بوقت آرامش
گرد بادی بوقت جولانست
فعل او هست چون هلال ، و لیک
[...]
کار عشق ای پسر به بازی نیست
عشق وصف نهاد سلطانست
بوالعجب مذهبیست مذهب عشق
اندرو شاه و بنده یکسانست
شاه محمود بود و بنده ایاز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.