نوبهار است و فصل باده و باغ
بوی جان میدهد نسیم ایاغ
باغ باید که گل در او چینم
باده باید که تر کنیم دماغ
باغ خوشتر بود به خاطر شاد
بر دلافسردهای چه باغ و چه راغ
گر نباشد ز سوز آتش عشق
لاله از خاک کی دمد با داغ
از خم زلف یار باید جست
دل گم گشته را که نیست سراغ
ندهد عالمم فراغ از دوست
بخشدم دوست از دو کون فراغ
با جمال تو جلوه خورشید
آفتاب است و روشنی چراغ
غیرت عشق بین که گل نشکفت
دید چون خفته جای بلبل زاغ
ساغر از پا فتاده ساقی کو
که کند دستگیریش به ایاغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی به فصل بهار و لذتهای آن اشاره میکند. او بوی خوش نسیم بهاری را توصیف میکند و تأکید میکند که این فصل زمان گلچینی و نوشیدن باده است تا دلهای افسرده شاد شود. عشق در این شعر نقشی اساسی دارد و شاعر متوجه میشود که آتش عشق خود را در دل احساس میکند و بدون عشق، هیچ گل و باغی برای او اهمیت ندارد. او در جستجوی یار است و میداند که هیچ چیزی جز عشق نمیتواند او را از نگرانیهای دنیا آزاد کند. همچنین، غنای عشق را در زیبایی و جلوهای که میسازد، میبیند و در نهایت به دعا برای ساقی میپردازد که در این لحظة شادابی، دست یاری به او بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.