از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید
جان فدای کرمش باد که جانم بخشید
دید بیتاب و توانم ز غم عشق بسی
به یکی جرعه می تاب و توانم بخشید
به همه جام طرب داده به من باده شوق
آن چه دل در طلبش بود همانم بخشید
مرده بودم به عقب در چه زندان هوا
یک جهان جان و گران جان جهانم بخشید
کنج میخانه که ز نزهتگه ارباب صفات
بهر آسایش از آن گوشه مکانم بخشید
وندر آن گوشه میخانه و می بیخودیم
فیض آگاهی از اسرار نهانم بخشید
خشک و تر حاصلن از نایره عشق بسوخت
راحتی از غم هر سود و زیانم بخشید
من به شکرانه و جان گرامی ساغر
کاین همه فیض ازل پیر مغانم بخشید
هشتمین گوهر دریای امامت در طوس
دید چون زایرم این جمله از آنم بخشید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.