زلف و رخسار نکو آن ماهرو میپرورد
آفتاب و سایه را با هم نکو میپرورد
با خیال قامت رعنای آن سرو سهیست
باغبان سروی اگر در طرف جو میپرورد
زخم دلهای جراحتدیده را مرهم چه سود
این چنین کآن ترک زلف مشکبو میپرورد
بس سخنپرور که دارد گفتوگو زآن لعل لب
وآن لب لعلت سخن بیگفتوگو میپرورد
چون گل رویت گرفتم پرورد گل باغبان
در چمن لیکن نه با آن رنگ و بو میپرورد
عشقبازان بلااندیشه در میدان عشق
سر به چوگان بلامانندگو میپرورد
بر در میخانه کآخر خاک باید شد در او
ساغر اینجا مشت گل بهر سبو میپرورد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.