تا کی از دیر و حرم مومن و کافر خیزد
قد برافراز که هنگامه محشر خیزد
چند غوغا بود از شورش حسنت به میان
به میان آی که غوغا ز میان خیزد
قدحی درکش و آسوده به میخانه نشین
ای بسا فتنه کز این گنبد اخضر خیزد
عاشق روی تو از خلد برین تا به دروی
تشنه لعل لبت از لب کوثر خیزد
ای که در پیشه عشق آمدهای بهر شکار
پاس خود دار کزیم پشه غضنفر خیزد
حذر از سینه سوزان کن و آه سحری
هان مپندار که دودیست ز مجمر خیزد
ترسم آن روز که چون پرده برافتد از کار
مومن از میکده وز صومعه کافر خیزد
خیل خونینکفنانی که به داغ تو روند
از سر تربتشان لاله احمر خیزد
یا رب از ابر عطا خرم و شاداب بود
طرف جویی که از او طرفه صنوبر خیزد
زاین کریمان فرومایه کرامت مطلب
کرم از همت رندان قلندر خیزد
زلف پرچین بنگر آن لب شیرین و مگو
مشک از نافه و یا شهد ز شکر خیزد
به خدا گر تو بیایی به میان از در صلح
جنگ هفتاد و دو ملت ز میان برخیزد
ساقیا دور فلک دردسر آرد برخیز
هر چه خیزد همه از گردش ساغر خیزد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.