آزاد بندهای که گرفتار بند توست
فرخنده طایری که اسیر کمند توست
خرم دلی که خاک بود در هوای تو
فرخ سری که در کف پای سمند توست
تنها نه من به حلقه زلفت شدم اسیر
عالم تمام بسته مشکین کمند توست
ای بیوفا طبیب خدا را عنایتی
آخر دل شکسته من دردمند توست
شیرینی شکر بودم تلخ تر ز زهر
تا شربتم ز شهد لب نوشخند توست
راضیست گر دلت به نثار محقری
اینک مراست جان و دلی گر پسند توست
ساغر علاج درد تو گویم به فصل گل
داروی می به طرف چمن سودمند توست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.