گنجور

 
سعدی شیرازی
 

شنیده‌ام که فقیهی به دشتوانی گفت

که هیچ خربزه داری رسیده؟ گفت آری

ازین طرف دو به دانگی گر اختیار کنی

وزان چهار به دانگی قیاس کن باری

سؤال کرد که چندین تفاوت از پی چیست

که فرق نیست میان دو جنس بسیاری

بگفت از اینچه تو بینی حلال ملک منست

نیامدست به دستم به وجه آزاری

وزان دگر پسرانم به غارت آوردند

حرام را نبود با حلال مقداری

فقیه گفت حکایت دراز خواهی کرد

ازین حرامترت هست صد به دیناری؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۳ نوشته:

گفقت در بیت اول یعنی چه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۳۴ نوشته:

گفت درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۷ نوشته:

شنیده‌ام که فقیهی به دشتوانی گفت*
که هیچ خربزه داری رسیده؟ گفت آری
ازین طرف دو به دانگی گر اختیار کنی
وزان چهار به دانگی قیاس کن باری
سؤال کرد که چندین تفاوت از پی چیست
که فرق نیست میان دو جنس بسیاری
بگفت از آنچه* تو بینی حلال ملک منست
نیامدست به دستم به وجه آزاری
وزان دگر پسرانم به غارت آوردند
حرام را نبود نزد شرع* مقداری
فقیه گفت حکایت دراز خواهی کرد
ازین حرامترت هست ده* به دیناری؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی کرمی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۷ نوشته:

قطعه ی طنزآمیز و گزنده ایست در خطاب به فقیهانی که از حرام باکی و ابایی ندارند!
ب2) دو به دانگی : دو تا به یک دانگ / دانگ: برابر یک ششم درم
ب3)از پیِ: برای، به خاطرِ
ب4) به وجهِ : از راهِ
ب5) مقدار : ارزش، قدر
ب6) سخن را دراز می کنی، آیا حرامتر از این هم داری؟ صد خربزه به یک دینار؟ از این جا معلوم است که فقیه در اندیشه ی ارزان تر و بیش تر بود و از حرام باک و ترسی نداشت! (این بیت، طنز گزنده ایست.)
امّا نکته پایانی:
ضمن احترام به نظر فرمانروای مُلک سخن، سعدی و دوستدارانش، به گمان بنده، در کنار طنزپردازی بایستی قواعد اجتماعی و قوانین زندگی جمعی را درست و محکم و شفاف نوشت و اجرا کرد تا بساط و زمینه جرم(به زعم بنده) و گناه (به پندار برخی) برچیده شود و کسی طمعش گل نکند حتّی فقیه، چون به هر حال همه انسانیم و موقعیت طلب!
علی کرمی(دبیر زبان و ادبیّات فارسی آ. پ. ناحیه دو قم و مدرّس دانشگاه)_4 اردیبهشت 1400

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.