گنجور

 
سعدی شیرازی
 

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

تبرک از در قاضی چو بازش آوردی

دیانت از در دیگر برون شود ناچار