گنجور

حکمت شمارهٔ ۲۴

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت
 

سر ِ مار به دست ِ دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی.

به روز ِ معرکه ایمِن مشو ز خصم ِ ضعیف

که مغز ِ شیر برآرد چو دل ز جان برداشت

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۲۳۸ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۲۶۹ گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۱۱۱ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۱۲۰ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۲۳۷ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۸۰ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۲۰۹ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب مورخ بیستم شوال ۱۱۳۵ هجری قمری » تصویر ۲۹۷ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۲۵۰ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۲۸۰ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۲۲۹ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۹۰ کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر ۲۹۸

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

داود نوشته:

دشمن چو از حیلتی فروماند سلسله دوستی جنباند انگه بدوستی کارهای کند که هیچ دشمن نتواند سر مار بدست دشمن بکوب که از احدی الحسنیین خالی نباشد اگر این غالب آمد مار کشتی و گر آن از دشمن رستی: بزور معرکه ایمن مشو زخصم ضعیف :که مغزشیر برآرد چون دل ازجان برداشت

👆⚐

شکرستان