گنجور

بخش ۱۰

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت
 

هر آن سرّی که در سر داری با دوست در میان منه. چه دانی که وقتی دشمن گردد. و هر گزندی که توانی، به دشمن مرسان. که باشد که وقتی دوست شود.

رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه. وگرچه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد. همچنین مسلسل.

خامشی به که ضمیر دل خویش

با کسی گفتن و گفتن که مگوی

ای سلیم آب ز سرچشمه ببند

که چو پر شد نتوان بستن جوی

سخنی در نهان نباید گفت

که بر انجمن نشاید گفت

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داود نوشته:

ام متن قبل از ابیات دشمن ضعیف که در طاعت آید ودوستی نماید مقصود وی جزاین نیست که دشمن قوی گردد وگفته اند بردوستی دوستان اعتماد نیست تا بتملق دشمنان چه رسد وهرکه دشمن کوچک را حقیر شمارد بدان ماندکه آتشاندک را مهمل می گذارد –

امروز بکش چو می‌توان کشت

کاتش چو بلند شد جهان سوخت
مگذارکه زه

کند کمان را

دشمن که به تیر می‌توان دوخت

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید