گنجور

حکایت شمارهٔ ۲

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

درویشی را دیدم سر بر آستان کعبه همی‌مالید و می‌گفت یا غفور یا رحیم تو دانی که از ظلوم و جهول چه آید

عذر تقصیر خدمت آوردم

که ندارم به طاعت استظهار

عاصیان از گناه توبه کنند

عارفان از عبادت استغفار

عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت من بنده امید آورده ام نه طاعت و بدریوزه آمده ام نه به تجارت

اِصْنَعْ بی ما اَنتَ اهْلُه .

بر در کعبه سائلی دیدم

که همی‌گفت و می‌گرستی خوش

می‌نگویم که طاعتم بپذیر

قلم عفو بر گناهم کش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت...

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صدیق ریگی نوشته:

سلام. یک بیت جا افتاده است، به این صورت صحیح است:
«بر در کعبه سائلى دیدم / که همى گفت و مى‏گرستى خوش
مینگویم که طاعتم بپذیر / قلم عفو بر گناهم کش»
(کتاب بنده: گلستان سعدی، تشریح دکتر گیوی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد)
موفق باشید.
پاسخ: با تشکر، بیت جا افتاده مطابق فرموده اضافه شد.

مهرزاد شایان نوشته:

بعد از قطعه پایانی این بیت در بعضی نسخ ثبت است:
گر کشی ور جرم بخشی روی و سر بر آستانم
بنده را فرمان نباشد هرچه فرمایی بر آنم

به نقل از پاورقی گلستان سعدی ص۶۲ /تصحیح محمدعلی فروغی/انتشارات ققنوس/۱۳۷۴

فرزاد اسماعیل زاده نوشته:

ظَلوم جَهول: انسان

مجید محمدپور نوشته:

ظَلوم ، جَهول : بسیار ستمگار ، بسیار نادان . اشاره به آیه ی شریفه : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا. سورهء احزاب آیهء ۷۳ : ما امانت [الهى و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود

مجید محمدپور نوشته:

اِصْنَعْ بی ما اَنتَ اهْلُه : با من چنان کن که تو سزاوار آنی ( شایستهء تو است . )

ابوالفضل نوشته:

این کلمه به چه معنیست؟؟ در واژه یاب هم نبود
“بدریوزه”

7 نوشته:

بدریوزه آمده ام
به دریوزه آمده ام
دریوزه=بیچارگی،گدایی
بیچاره،گدا

کانال رسمی گنجور در تلگرام