گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
 

درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد حجاج یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت دعای خیری بر من کن. گفت خدایا جانش بستان گفت از بهر خدای این چه دعاست گفت این دعای خیر است تو را و جمله مسلمانان را

ای زبردست زیردست آزار

گرم تا کی بماند این بازار

به چه کار آیدت جهانداری

مردنت به که مردم آزاری

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 12 حکایت از گلستان سعدی » مستجاب الدعوه ای در بغداد پدید آمد...

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۵۰ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۵۹ گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۴۳ نسخهٔ گلستان سعدی نوشته شده توسط چند کاتب به سال ۹۱۸ هجری قمری » تصویر ۲۹ گلستان بدون تاریخ از مجموعهٔ سلطان عبدالحمید » تصویر ۲۱ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۴۱ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۴۲ نسخهٔ کلیات شیخ سعدی مورخ ۱۲۰۹ هجری قمری » تصویر ۶۳ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۹۴ گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال ۱۰۱۱ هجری قمری » تصویر ۴۹ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۴۵ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۳۷ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۵۳ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۴۴ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۲۲ کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر ۱۴۰ نادر لنجانی - حکایتی از شیخ اجل سعدی » نادر لنجانی - حکایتی از شیخ اجل سعدی

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

طهورا نوشته:

لطفا معنی این حکایت رو بنویسید

مهدی نوشته:

درباره ی این حکایت :
(عصر حکومت عبدالملک بن مروان بود. او حجاج بن یوسف ثقفى را که خونخوارترین و بى رحمترین عنصر پلید بود، استاندار عراق (کوفه و بصره ) کرد. حجاج بیست سال حکومت نمود و تا توانست ظلم کرد.)
در این عصر، روزى زاهد فقیرى که دعایش به اجابت مى رسید، وارد بغداد گردید. (بغداد در آن عصر، روستایى بیش نبود). حجاج او را طلبید و به او گفت : براى من دعاى خیر کن
زاهد فقیر گفت: خدایا! جان حجاج را بگیر.
حجاج : تو را به خدا چه دعایى است که براى من نمودى ؟
زاهد فقیر: این دعا هم براى تو و هم براى تو و هم براى همه مسلمانان ، دعاى خیر است .

پوریا نوشته:

لطفا معنای شر رو هم بنویسید با تشکر

هما نوشته:

سعدی گاهی خاطرات خیالی را تعریف می کند و جاهایی را که ندیده یا اشخاصی را که ملاقات نکرده در داستان هایش می آورد. این هم احتمالا یکی از همانهاست چون بغداد نیم قرن پس از مرگ حجاج، تاسیس می شود و اینکه قبلا روستا بوده را برای توجیه این داستان گفته اند. در زمان حجاج اصلا بغدادی نبوده و اسمش با تاسیسش آغاز می شود.

7 نوشته:

بغداد یا خداداد پیشینیه دور و درازی دارد و از زمانهای بسیار دور سکونت گاه ایرانیان و بعدتر مردمانی که در قلمرو فرمانروایی شاهان ایران زمین بودند بوده است.عربها بعد از حمله به ایران و شام به آن سرازیر شدند.
بغ در پهلوی خدا و صاحب است.

هما نوشته:

شما در تحریف تاریخ بسیار توانا هستید خانم ۷.
هنوز معنا را ” مانا” می نویسید؟
خیانت به ادبیات که شاخ و دم ندارد.

7 نوشته:

کجای من به مهناز خانم شبیه است?
فکر نکنم تا زنده ام بجای معنا بنویسم مانا.نه اینکه نادرست باشد نه چون نچسب است.

۸ نوشته:

در پاسخ ” تاسیس !! ” بغداد بفرمایید مانا
” لا یتچسبک ” است.

شهریار نوشته:

حالا اصلا بغداد بوده یا نبوده.
اصلا درویش بوده یا زاهد و یا فرشته!
کتاب تاریخ که.نمیخونید دارید ادبیات میخوانید.
نام برده شدن از فردی اصلا دلیل بر این نیست که او باشد.
برای مثال است،فردو همچون…

ما عادت کردیم کلیات رو.ول کنیم و به جزییات مشغول شیم.
شما به کلیات پیام فکر کنید و با عینک نوشته ادبی بنگرید.

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.