گنجور

 
سعدی شیرازی
 

رفت آن کم بر تو آبی بود

یا سلام مرا جوابی بود

از سر ناز وز سر خوبی

هر دمی با منت عتابی بود

وعده‌های خوشم همی داد

گویی آن وعده‌ها سرابی بود

روزگار وصال چون بگذشت

گویی آن روزگار خوابی بود

بر کف من ز دست ساقی بزم

هر نفس ساغر شرابی بود

خستهٔ مانده‌ام نمی‌پرسی

که مرا خستهٔ خرابی بود

حبذا آنکه از زکات لبت

عاشقان تو را نصابی بود

سعدیا چون زمان وصل گذشت؟

ای دریغا که چون سرابی بود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کسرا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۹ نوشته:

ای داد بی داد... در تکه قبلی ( شماره 10) سعدی از اومدن یارش سروده و خوشحاله... ولی اینجا به فاصله ی 1 شعر گویا دوباره یار بی وفا رفته و بازهم سعدی ما در سوگ فراق نشسته... چقدر این بیت سعدی زیباست
روزگار وصال چون بگذشت
گویی آن روزگار خوابی بود
واقعا که مثل خوابی میگذره ایام وصل و دوران هجران هر روزش برابر با سالیست... سعدی درکت میکنم...
تیرماه 1394

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۱ سال قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۰ نوشته:

مصرع اول بیت 3:
وعده های خوشم همی دادی
"ی" جا افتاده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.