گنجور

بخش ۱۳ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب
 

یکی برد با پادشاهی ستیز

به دشمن سپردش که خونش بریز

گرفتار در دست آن کینه توز

همی گفت هر دم به زاری و سوز

اگر دوست بر خود نیازردمی

کی از دست دشمن جفا بردمی؟

بتا جور دشمن بدردش پوست

رفیقی که بر خود بیازرد دوست

تو از دوست گر عاقلی بر مگرد

که دشمن نیارد نگه در تو کرد

تو با دوست یکدل شو و یک سخن

که خود بیخ دشمن برآید ز بن

نپندارم این زشت نامی نکوست

به خشنودی دشمن آزار دوست

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی پزوهنده نوشته:

بیت چهارم بدین صورت صحیح تر است:
بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که از وی بیازرد دوست

👆☹

رضا نوشته:

به ناچار دشمن بدردش پوست

رفیقی که از خود بیازرد دوست

👆☹

مهرداد نوشته:

معنی این مصراع چیست:
بتا جور دشمن به دردش پوست

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

به تا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
به یک جفای دشمن جان خود از دست میدهد
آنکه دوست را بیازارد

👆☹

7 نوشته:

بتا جور دشمن به دردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
بتا:بهل تا
بهل:بگذار از هلیدن و هشتن
بتا جور دشمن بدردش پوست
بگذار جور دشمن پوستش را بکند
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
آن نارفیق دوست آزار را
دلسوز نارفیق مباش

به جای بتا،بسا هم آمده است

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

۷ گرامی
شما درست تر معنا کردید
ممنونم

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید