گنجور

 
سعدی شیرازی
 

چه خوش گفت شاگرد منسوج باف

چو عنقا بر آورد و پیل و زراف

مرا صورتی بر نیاید ز دست

که نقشش معلم ز بالا نبست

گرت صورت حال بد یا نکوست

نگارندهٔ دست تقدیر، اوست

در این نوعی از شرک پوشیده هست

که زیدم بیازرد و عمروم بخست

گرت دیده بخشد خداوند امر

نبینی دگر صورت زید و عمرو

نپندارم ار بنده دم در کشد

خدایش به روزی قلم در کشد

جهان آفرینت گشایش دهاد

که گر وی ببندد نشاید گشاد