گنجور

بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع
 

یکی در نجوم اندکی دست داشت

ولی از تکبر سری مست داشت

بر کوشیار آمد از راه دور

دلی پر ارادت، سری پر غرور

خردمند از او دیده بردوختی

یکی حرف در وی نیاموختی

چو بی بهره عزم سفر کرد باز

بدو گفت دانای گردن فراز

تو خود را گمان برده‌ای پر خرد

انائی که پر شد دگر چون برد؟

ز دعوی پری زان تهی می‌روی

تهی آی تا پر معانی شوی

ز هستی در آفاق سعدی صفت

تهی گرد و باز آی پر معرفت

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر ۲۰۶ بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۲۰۲ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۲۸۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد نوشته:

یه بیت مانده به آخر به جای “معنای” باید معانی نوشته شود.

👆☹

کیاسری نوشته:

بیت آخر به نقل از لغت نامه دهخدا
ز دعوی پری زان تهی میروی تهی آی تا پر معانی روی

👆☹

رضا نوشته:

بر کوشیار آمد از راه دور
(ابوالحسن کوشیار منجم قرن چهارم)

👆☹

علی عادلفر نوشته:

مصداق انسان های مغرور مثل ظرف پر می ماند یا به قول سعدی (( اِنان پر)) که دیگر جای آموختن چیزی ندارد چون خود را کامل و پر میداند..
درود بر روان سعدی

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.