یکی را خری در گل افتاده بود
ز سوداش خون در دل افتاده بود
بیابان و باران و سرما و سیل
فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیل
همه شب در این غصه تا بامداد
سقط گفت و نفرین و دشنام داد
نه دشمن برست از زبانش نه دوست
نه سلطان که این بوم و بر زآن اوست
قضا را خداوند آن پهندشت
در آن حالِ منکر بر او بر گذشت
شنید این سخنهای دور از صواب
نه صبر شنیدن، نه روی جواب
ملک شرمگین در حشم بنگریست
که سودای این بر من از بهر چیست؟
یکی گفت شاها به تیغش بزن
که نگذاشت کس را نه دختر نه زن
نگه کرد سلطان عالی محل
خودش در بلا دید و خر در وحل
ببخشود بر حال مسکین مرد
فرو خورد خشم سخنهای سرد
زرش داد و اسب و قبا پوستین
چه نیکو بوَد مهر در وقت کین
یکی گفتش ای پیر بیعقل و هوش
عجب رستی از قتل، گفتا خموش
اگر من بنالیدم از درد خویش
وی انعام فرمود در خورد خویش
بدی را بدی سهل باشد جزا
اگر مردی أَحسِن إلی مَن أساء


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: حکایت درباره مردی است که آسیبی دیده و در گل گرفتار شده است. او در دل به خاطر وضعیتش غمگین و ناسپاس است و تمام شب را به دشنام و نفرین میگذرانند. در این حال، شاه متوجه وضعیت او میشود و با پی بردن به درد او، تصمیم میگیرد به جای تنبیه، او را ببخشد و به او انعام میدهد. شاه به ماجرای خود میاندیشد و به این نتیجه میرسد که خوبی در برابر بدی بهتر از انتقام است، زیرا در نهایت، نیکی میتواند فصل مشترک انسانیت باشد.
هوش مصنوعی: یک مردی به دلیل فکر کردن به چیزی سخت و دردناک، غم و اندوهی در دلش حس میکرد، انگار که او در گلی از مشکلات گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، به اوضاع سخت و ناگوار اشاره میشود که بیابان، باران، سرما و سیل موجب ظلمت و تاریکی در دنیا شدهاند.
هوش مصنوعی: شخصی همه شب به خاطر غمی که دارد، بیوقفه ناله و نفرین میکند و دشنام میگوید.
هوش مصنوعی: او نه از زبانش چیزی به دشمن میگوید و نه به دوست و نه به سلطان؛ زیرا این زمین و سرزمین تحت تأثیر اوست.
هوش مصنوعی: قضا و قدر خداوند در آن صحنهی وسیع و گسترده به نحوی بر او مستولی شد که در آن زمان، کارها ناپسند به نظر میآمدند.
هوش مصنوعی: این سخنها که دور از حقیقت و درست است را شنید، نه تحمل شنیدنش را دارم و نه قدرت پاسخ دادن به آن را.
هوش مصنوعی: شاه شرمنده به خدمهاش نگریست و از خود پرسید که چرا این فکر (دختر آوردن) برای من پیش آمده است؟
هوش مصنوعی: یکی از مردم به شاه گفت که با تیغش (شمشیرش) بر کسی ضربه بزن، چرا که او (حشم) هیچکس را - نه دختر و نه زن - بینوا نگذاشته است.
هوش مصنوعی: سلطان به وضع ناگوار و دردناکی که در آن گرفتار شده است، نگاه میکند و آن را میبیند؛ همچنان که در وضعیت دشواری همچون سرگشتگی و بیپناهی یک خر در میان گرفتاری.
هوش مصنوعی: سلطان به حال مرد مسکین رحم کرد و خشم خود را فرو خورد و سخنان تلخ و بیرحمانهای بر زبان نیاورد.
هوش مصنوعی: در زمان کینه و دشمنی، بخشش و عطای مال، مانند دادن طلا و اسب و لباس است و نشاندهندهٔ خوبی و نیکی است.
هوش مصنوعی: کسی به پیر (سعدی) میگوید ای بیعقل و بیهوش، چطور از قتل رهایی یافتی؟ و او در پاسخ میگوید که سکوت کن.
هوش مصنوعی: اگر من از درد و رنج خود شکایت کنم، او (خداوند) به من نعمت و احسانی خواهد بخشید که برای خود او نیز لازم است.
هوش مصنوعی: بدی را با بدی پاسخ دادن کار آسانی است، اما اگر مردی باشی، باید به کسی که به تو بدی کرده، احسان کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.