گنجور

بخش ۳۷ - گفتار اندر حذر کردن از دشمنان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

نگویم ز جنگ بد اندیش ترس

در آوازهٔ صلح از او بیش ترس

بسا کس به روز آیت صلح خواند

چو شب شد سپه بر سر خفته راند

زره پوش خسبند مرد اوژنان

که بستر بود خوابگاه زنان

به خیمه درون مرد شمشیر زن

برهنه نخسبد چو در خانه زن

بباید نهان جنگ را ساختن

که دشمن نهان آورد تاختن

حذر کار مردان کار آگه است

یزک سد رویین لشکر گه است

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر ۱۷۷ کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر ۴۰۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امیر ایزدی نوشته:

این شعر در ستایش آمادگی برای نبرد و در همان حال نبستن در صلح و مذاکره و آشتی است

👆⚐

بلوچ نوشته:

نگویم زجنگ بداندیش ترس
در آوازهء صلح از او بیش ترس
در باره این متن می توان چنین اسنباط کرد ،شاعر میگوید که من نمیگویم که از جنگ با بد اندیش بترس یعنی اینکه در مقابل بد اندیش خودت را آماده جنگ بکن ولی وقتی که دشمن آوازهء صلح داد از او بیشتر بترس .زیرا این یک خدعه است.

👆⚐

کتابخانهٔ گنجور