گنجور

 
سعدی

نگویم ز جنگ بد اندیش ترس

در آوازهٔ صلح از او بیش ترس

بسا کس به روز آیت صلح خواند

چو شب شد سپه بر سر خفته راند

زره پوش خسبند مرد اوژنان

که بستر بود خوابگاه زنان

به خیمه درون مرد شمشیر زن

برهنه نخسبد چو در خانه زن

بباید نهان جنگ را ساختن

که دشمن نهان آورد تاختن

حذر کار مردان کار آگه است

یزک سد رویین لشکر گه است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
گفتار اندر حذر کردن از دشمنان به خوانش حمیدرضا محمدی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
بخش ۳۷ - گفتار اندر حذر کردن از دشمنان به خوانش امیر اثنی عشری
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش