گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۴

 
رودکی
رودکی » رباعیات
 

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر

ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر

دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر

لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسن نوشته:

یکی از بهترین رباعیات رودکی! من که به شخصه بسی حال بردم از آن!

👆☹

یوسف نوشته:

اینی یکی از هنرنمایی های منحصر به فرد رودکی است و به نظر حقیر از این حیث جالب توجه است که گوتگویی پیرامون یک رخداد در یک رباعی آمده است. طوری که اگر بخواهیم به نثر بیان کنیم ناگزیر خواهیم بود که چند سطر بگوییم. شاعر این گفتگو را با اعجاز هنر به آرایه ایجاز آراسته و در دو بیت نقل کرده است. علاوه بر این جسارت شعر در نقل این رخداد عاشقانه نیز بر جذابیت آن افزوده است. با توجه به اینکه شعر متعلق به رودکی است و او در مبتدای شعر فارسی است، این میزان از ذوق و زیبایی و هنرمندی، ارزشی مضاعف دارد.

👆☹

حمید زارعی مرودشت نوشته:

این یکی از مشهورترین رباعی های زبان فارسی هست.

خیلیا سعی کردن یه رباعی شبیه به این بنویسن که هیچکس موفق نشد. تا رسید به حضرت بیدل که گفت:

دی خفت. که؟ ناقه. در کجا خفت؟ به گل.
کردم. چه؟ فغان. ز چه؟ ز یاد منزل
داد. از که؟ ز خود. چرا؟ ز سعی باطل
کافتاد. چه؟ بار. از که؟ سر. بَر که؟ به دل!

(بیدل)

👆☹

محمد حسین ملک صبا نوشته:

در زبان و ادبیات پارسی، رباعی های کوتاه بسیار است؛ اما تبهر رودکی در کوتاه سرودن بلند سروده هاست. رودکی نثری را که چند بند درازنا دارد، با مناظره های دلنشین و زیبا، این گونه کوتاه به نظم در می آورد و این هنر رودکی است؛ هنری ناب از رباعی سرای پارسی

👆☹

سینا نوشته:

در کنال تلگرام «چهار خطی» ( رباعی فارسی به روایت سید علی میرافضلی (پژوهشگر ادبیات و رباعی پژوه که دستشان درد نکند)، من یک رباعی نغز دیدم که سبکش شبیه به این بود. در مورد معشوقه های بازاری که بی سیم و زر کام را برآورده نمیکنند و چه بیچاره کسی که تهیدست باشد! ( شاعر این رباعی ناشناس مانده) گفتم که بده! گفت چه؟ گفتم که شکَر!
گفتا ز چه؟ گفتم ز لبت! گفت بخَر!
گفتم که به دل؟ گفت نه! گفتم که به جان؟
گفتا که نه! گفتم که به چه؟ گفت به زر!

👆☹

فرشاد نوشته:

تا استادی نیومده بگه این بوسه استعاره از مطالعه آثار فقهی است و او هم اشاره به پرودگار دارد از خواندن این رباعی زیبا نهایت لذت را ببریم

👆☹

دریای سخن