گنجور

 
رضی‌الدین نیشابوری

همواره مجد دولت و دین فخر ملک شاه

مر اهل فضل را به کرم کارساز باد

ذات مطهرش به معالی و مکرمات

از مدح فارغ و ز ثنا بی‌نیاز باد

تا روز حشر چون در مشرق بر آفتاب

بر وی در سعادت اقبال باز باد

اندر فضای تربیت و صحن عون او

هر گرگ شیر شرزه و هر صعوه باز باد

در ملک هر لباس سعادت که شد تمام

آن را ز کارخانه شعرش طراز باد

بر و عطا ز ذروه کوه سخای او

سوی رجای تشنه من سیل یاز باد

از جود او بر اطلس رومی است ترک‌تاز

فیض سحاب هندوی آن ترک‌تاز باد

هر نیزه کآن نه بهر هلاک عدوی اوست

چون شمع رمح آن ز سنان در گداز باد

وآن را که جز مدیح وی اندر دهان غذاست

مسمار بر زده به گلو همچو گاز باد

وآن کس که نرد خدمت او یافت از طرب

چون شاخ روز باد همه انهزاز باد

ز آب حیات چشمه حیوان لفظ خویش

عمرم دراز کرد که عمرش دراز باد

گر بنده‌ای نواخت به تشریف پوششی

همواره بنده‌پرور کهترنواز باد

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
منوچهری

عمرت چو عمر نوح پیمبر دراز باد

همچون جمت به ملک همه عز و ناز باد

پیشت به پای صد صنم چنگساز باد

دشمنت سال و ماه به گرم و گداز باد

امیر معزی

ای فخر ملک ملک به تو سرفراز باد

بختت جوان و تازه و عشرت دراز باد

از چرخ قسم تو همه تأیید و سعد بود

از دهر بهر تو همه شادی و ناز باد

باغی است این سرای و درو رسته گلبنان

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

تا ممکن است ، صدر جهان سرفراز باد

خورشید را بسایۀ جاهش نیاز باد

ایّام را مهابت تو فتنه سوز شد

آفاق را عنایت تو کار ساز باد

قهرت گشاده پنجه بسان چنار و خصم

[...]

قاآنی

ای شاه بر رخت در دولت فراز باد

چون زلف یار رشتهٔ عمرت دراز باد

پروانه‌وار هر که نگردد به گرد تو

کارش چو شمع گریه و سوز و گداز باد

رای تو کافرینش عالم برای اوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه