عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزلها » شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق: برای خود کلهی دوخت زین نمد هرکس - چه غم ز بیکلهی کآسمان کلاه من است
قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳: چه غم ز بیکلهی کآسمان کلاه منست - زمین بساط و در و دشت بارگاه منست
عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزلها » شمارهٔ ۴۹ - خوش آن زمان: بنای کاخ تمدن به باد میدادم - اگر به دست من ای چرخ اعتباری بود
ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰: بنای این مدنیت به باد میدادم - اگر به دست من از چرخ اختیاری بود
عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶: ز شعر ار سخن گویی اینت جواب - من و گرز و میدان افراسیاب
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۴: نجویم بر این کینه آرام و خواب - من و گرز و میدان افراسیاب
عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶: «مزن بیتأمل به گفتار دم - نکو گوی اگر دیر گویی چه غم»
سعدی » گلستان » دیباچه: مزن تا توانی به گفتار دم - نکو گوی گر دیر گویی چه غم