گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

من از آن که شوم کو نه ازان تو بود؟

یا چه گویم که نه در لوح و بیان تو بود؟

سخن لب، که تو داری، نتوانم گفتن

ور بگویم سخنی هم ز زبان تو بود

هر زمانم به جهانی دگر اندازی، لیک

نروم جز به جهانی که جهان تو بود

تن و دل گر به فدای تو کند چندان نیست

خاصه آن کش دل و تن زنده به جان تو بود

نگذاری که ببوسد لبم آن پای و رکاب

ای خوش آن بوسه که بر دست و عنان تو بود!

چون نشانی بنماند ز تن من بر خاک

دل تنگم به همان مهر و نشان تو بود

جان خود را سپر تیر بلا خواهم ساخت

اگر آن تیر، که آید ز کمان تو بود

چون بپوسد تن من گوش و روانی که مراست

بر ورود خبر و حکم روان تو بود

هر چه آرند به بازار دو کون، از نیکی

همه، چون نیک ببنینی، ز دکان تو بود

دیده در کل مکان گر چه ترا می‌بیند

من نخواهم که به جز دیده مکان تو بود

می‌کنم ذکر تو پیوسته به قلب و به لسان

خنک آن قلب که مذکور لسان تو بود

نیست غم سر دل اوحدی ار گردد فاش

چو دلش حافظ اسرار نهان تو بود

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۴۸ نوشته:

مصرع اول بیت اول ناقص به نظر می‌رسد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۵۴ نوشته:

بیت اول را اگر به شکل زیر بخوانید اشکالی نخواهد داشت:
من از آن ِ که ( یعنی چه کسی ) شوم،کو نه از آن ِ تو بود؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷، ساعت ۱۲:۱۸ نوشته:

@رسته:
بله، درست است، و من شعر را درست نمی‌خواندم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Polestar در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ نوشته:

بیت ماقبل آخر، مفهومش گنگه.
یعنی چی قلب که مذکور لسان تو...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.