گنجور

 
 
 
کمال‌الدین اسماعیل

همواره تو این غارت دلها می کن

هر بد که از آن بترنه با مامی کن

جانبازی عاشقان اگر دیده نیی

بنمای رخ از دور و تماشا می کن

مجذوب تبریزی

کنجی بنشین و گریه تنها می‌کن

گر خنده کنی به وضع دنیا می‌کن

این شعبده‌باز چرخ پرافسون را

بازیگر خود دان و تماشا می‌کن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه